تبليغاتX
.
هیئت محبان المهدی
 یادبود چهار دیپلمات ربوده شده به دست رژیم غاصب صهیونیسمی

سخنراني منتشرنشده از حاج احمد متوسليان

حاج احمد متوسلیان

در اين سخنراني حاج احمد متوسليان (ديپلمات ربوده شده ايران در لبنان) كه در نماز جمعه مريوان  بيان فرموده است، به بيان صحبت هايي شيوا پيرامون خودسازي و توحيد مي‌پردازد.
براي گوش دادن و دريافت اين سخنراني زيبا ا
ينجا را كليك نماييد.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در دوشنبه هفدهم تیر 1387  |
 میلاد ریحانه النبی حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)مبارکباد

ولادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)مبارکباد

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387  |
 سير خلقت نورانى حضرت زهرا(س)

سير خلقت نورانى حضرت زهرا(س)

در حديثى از امام صادق- عليه‏السلام- آمده است كه: «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت. خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏السلام- ظهور يافت. و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است. و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفته‏ى فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيده‏ايم. و به راستى ما تسبيح كننده‏ايم، و آن هنگام كه آدم- عليه‏السلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگى‏ام آفريده‏ام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليه‏السلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مى‏گوييد، عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموخته‏اى. همانا تو عالم و داراى حكمتى. (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجده‏ى آدم- عليه‏السلام- شدند؛ زيرا كه سجده‏ى ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود» (1)

  1- تفسير فرات، ص 11، ط نجف.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387  |
 دعای عرفه در شهرکرد
دعای روز عرفه پنجشنبه در مصلی بزرگ امام خمینی شهرکرد برگزار می گردد.
|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 میعاد عرفه از عرفات تا کربلا

سلام بر عرفه در عرفات

  دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه                                                   

عرفات نام جايگاهي است .....

                   


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در شنبه بیست و چهارم آذر 1386  |
 شرح اخرین جلسه هیئت

سلام بر برو بچه های هیئتی

جلسه این هفته هیئت منزل برادر جعفریان از اعضای هیئت برگزار گردید در ابتدای این مراسم روحانی ابتدا برادر علیمحمدی به تلاوت آیاتی چند از کلام وحی پرداختند و سپس جناب آقای مهربان از مربیان و اساتید بسیجی پیرامون مباحث  خاشناسی و دین شناسی سخنانی را ایراد فرمودند و بعد از آن عزیزان هیئتی همراه با نواحی دلنشین مداح اهلبیت عصمت و طهارت برادر سید وفا فاطمی فرازهای نورانی زیارت عاشورای حضرت ابا عبدالله الحسین را زمزمه فرمودند در پایان مراسم از سوی بانی مجلس جناب آقای جعفریان پذیرایی مختصری از عزیزان به عمل آمد و جلسه با سلام به اهل بیت عصمت و طهارت پایان یافت

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در شنبه بیست و چهارم آذر 1386  |
 جلسه آینده

در انتظار نجوای عاشقانه

جلسه آینده هیئت در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی

روز دوشنبه ۱۹/۹/۸۶ بعد از نماز مغرب وعشا

 منزل برادر احمد جعفریان  

آدرس : دروازه سامان خ تختی کوچه ۲ پلاک ۱۸

اگر مایل به برگزاری این مراسم در منزل خود هستید عضو هیئت رزمندگان شوید

همه هفته سرویس رفت و برگشت مقابل مسجد امام حسن (ع) مهیا می باشد

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در شنبه هفدهم آذر 1386  |
 میلاد حضرت مهدی (عج)

بسم رب المهدی 

بازهم هر روز و هرشب هرهفته هر جمعه با هر ندبه و هرماه از پی هم سپری شد و دوباره دست به دامان مناجات نیمه شعبان می شویم شاید که امسال بهتر از هرسال ظهور مولایمان و صاحبمان را طلب کنیم.

آری نیمه شعبان امسال هم از راه خواهد رسید اما ای کاش بیاید و نیمه شعبان ما را به همراه خود به رمضان ببرد.

ای آقا و مولای ما جان بی تو به لب آمده است وقت است که باز آیی  شمع دل ما خاموش شد در روشنای تو فقط راه را از بیراهه خواهیم شناخت مولاجان ذکرکم فی ذاکرین و اسمائکم فی الاسماء

ای پسر فاطمه و ای آخرین امید هستی در این ظلمت آخر الزمان به کدامین روشنایی جاودانه ای جز شما می توان پناه برد مولا جان گر تو نیایی طوفان بلاو معصیت مارا با خود خواهد برد تو مارا با نگاهی چون شهدا کربلایی کن .

اما همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تورا که من هم برسم به آرزویی

اما از آن ترسم که غافل پاگذاری و من هنوز اندر خم یک کوچه و آن هم کوچه گمراهی باشم

ولی امان از یک لحظه غفلت که تو شاهدم هستی آقا جان اگر به فریادم نرسی من کویری خار و خسم

ای عاشقان مولا و ای منتظران کعبه دلها همین جاست کافی است کمی آگاه باشیم و در محضر ارباب بی حیایی نکنیم .

چراکه کعبه سنگ نشانی است که ره گم نشود پس احرام دگر بند ببین یار کجاست.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386  |
 مراسم سوگواری به همت هیئت باب الحوائج شهرکرد

و لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها 

به مناسبت ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقه طاهره مراسم سوگواری

 به همت هیئت باب الحوائج شهرکرد با سخنرانی حجت الاسلام صادقی و

 مداحی برادران حامدی و کرمی نیا در محل خیمه گاه حضرت باب الحوائج  ع

 واقع در حد فاصل چهارراه امام صادق و سه راه سینما از تاریخ ۲۷/۳/۱۳۸۶

الی ۳۱/۳/۱۳۸۶ از ساعت ۲۰:۱۵ برگزار گردیده است.

به همه دست اندر کاران و خادمین هیئت های مذهبی دست مریزاد می گوییم اجرتان با بیبی دوعالم مظلومه الشهیده فاطمه الزهراء

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386  |
 مرا سم ویژه ایام شهادت خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها به همت هیئت یا زهرا سلام الله علیها شهرکرد

 و لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

مرا سم ویژه ایام شهادت خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها به همت هیئت یا زهرا سلام الله علیها شهرکرد با سخنرانی دکتر شاهرودی و مداحی برادران مهدی خادم سید حسن عبدالله زاده و نظری در مسجد حضرت رسول ص صداوسیما استان چهارمحال و بختیاری با شور و شکوه خاصی برگزار گردید.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386  |
 جلسه هفتگی زیارت عاشورا هیئت محبان المهدی در شب شهادت خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها

 شهادت مظلومانه کوثر حضرت رسول و بیبی دوعالم خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها بر همه مسلمانان جهان تسلیت باد

و لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

جلسه هفتگی زیارت عاشورا در شب شام غریبان شهادت بی بی دو عالم حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها همنوا با شهدا دیشب دوشنبه شب مورخ ۲۸/۳/۱۳۸۶ در محفل بسیجیان و رزمندگان اسلام شهرکرد در منزل برادر رحیمی با حضور پرشور عاشقات فاطمه زهرا سلام الله علیها برگزار گردید.

در این مراسم روحانی و پر فیض ذاکرین اهل بیت عصمت و طهارت برادران فاطمی و احمدی به قرائت زیارت عاشورا امام حسین(ع) و ذکر مصیبت خانم فاطمه زهرا پرداختند و در پایان مراسم به همت بانی مجلس برادر رحیمی از حاضران به صرف شام پذیرایی گردید.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386  |
 ارتحال ملکوتی زعيم عاليقدر جهان تشیع حضرت آيت الله فاضل لنکرانی تسليت باد

ارتحال جانگداز و ملکوتی زعیم عالیقدر و مرجع عالی مقام  جهان تشیع حضرت آیت الله فاضل لنکرانی که عمر پر برکت خویش را صرف تربیت شاگردان و اشاعه دین مبین اسلام نمود بر عموم مسلمانان تسلیت باد.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386  |
 شهادت دخت نبی حضرت فاطمه زهرا تسلیت باد

مراسم هیئت روز دوشنبه منزل برادر سهراب پیرعلی واقع در فرخشهر شهرک یحیی آباد با مداحی برادر فاطمی برگزار گردید اولین جلسه هیئت در ایام غمبار فاطمیه . دهه فاطمیه سالروز شهادت اولین شهید راه ولایت را به شما رهروان ولایت تسلیت می گوییم ان شاءاله که قلب بی بی فاطمه زهرا را خشنود نگه داریم.

شهادت دخت نبی حضرت فاطمه زهرا تسلیت باد

راستی از اینکه مدتی زیاد فعال و به روز نبودم عذرخواهی              می کنم.        یاعلی

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در چهارشنبه نهم خرداد 1386  |
 ديدار جمع كثيري از علماء، فضلا و روحانيون كشور - تبيين جايگاه و وظايف روحانيت (26/02/1386)

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز چهارشنبه در جمع علما، فضلا، اساتيد حوزه‌هاي علميه، ائمه جمعه و جماعات و همچنين طلاب علوم ديني مشهد مقدس با اشاره به جايگاه و مسئوليت سنگين روحانيت در جامعه تصريح كردند: روحانيت در دويست سال اخير در مركز اصلي همه تحركات ضد استعماري و ضد سلطه بيگانه قرار داشته و امروز نيز مهمترين وظيفه روحانيت و حوزه‌هاي علميه شناخت نيازهاي زمانه، مجهز شدن به سلاح علمي روز و استدلال و برهان قوي، حفظ استقلال خود، تقويت ارتباط رو در رو با آحاد مردم، فهم سياسي صحيح، شناخت به موقع خطرات و ايستادگي در مقابل انحرافها، بدعتها و خرافه‌ها است.رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار با اشاره به آماج سنگين دشمني‌ها با ارزش‌هاي امام و انقلاب در طول 27 سال گذشته افزودند: عليرغم همه اين دشمني‌ها، امروز ارزش‌هاي انقلاب و امام راحل (ره) سخن اول و حرف رايج در جامعه است و دولت نيز صريحاً و علناً به اين ارزش‌ها افتخار مي‌كند.
رهبر انقلاب اسلامي، علت خوشحالي برخي محافل داخلي از طرح بحث مذاكره با آمريكا را به دليل تصور آنها مبني بر فاصله گرفتن از ارزش‌هاي امام خميني (ره) و انقلاب دانستند و تصريح كردند: كساني كه تصور مي‌كنند جمهوري اسلامي ايران سياست مستحكم، منطقي و صد در صد قابل دفاع خود را در نفي مذاكره و ارتباط با آمريكا، تغيير مي‌دهد، سخت در اشتباه هستند.
ايشان افزودند: چگونه مي‌توان با دولت مستكبر، زورگو، توسعه طلب و استثمارگر آمريكا آن هم در دوره دولتمردان گستاخ، بي‌ادب و مدعي فعلي گفت و گو كرد.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به بحث هاي مربوط به مذاكره نمايندگان ايران و امريكا در خصوص عراق خاطرنشان كردند: به دليل اين كه آمريكا به عنوان دولت اشغالگر به وظايف خود در برقراري امنيت در عراق عمل نمي‌كند و دست دولت اين كشور را بسته و براي سرنگوني آن، تلاش و از تروريست‌ها نيز حمايت مي‌كند، وزارت امور خارجه به درخواست دولت عراق تصميم گرفت در يك گفت و گوي رو در رو با امريكايي‌ها، مسئوليت و وظايف آنان را در قبال امنيت عراق يادآوري و با آنها اتمام حجت كند.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي افزودند: اين گفت و گو در واقع همان گفت و گويي است كه قرار بود اوايل سال گذشته انجام شود، ولي آمريكايي‌ها بد ادايي كردند، اما اين بار براي اين گفت و گو درخواست كتبي داده‌اند.
رهبر انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: امريكايي‌ها مي‌گويند به غير از موضوع عراق، در مورد مسئله ديگري مذاكره نخواهد شد، اما ما به آنها مي‌گوييم حتي موضوع عراق هم به شما ربطي ندارد و گفت و گو فقط در مورد وظيفه اشغالگران در قبال امنيت عراق است.
ايشان تصريح كردند: سياست جمهوري اسلامي ايران در عدم مذاكره و ارتباط با آمريكا تا هنگامي كه سياست‌هاي اين دولت استكباري تغيير نكند، به قوت خود باقي است.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در بخش ديگري از اين ديدار جايگاه و شأن روحاني و عالم ديني را ادامه شأن انبياء و افتخار بزرگي براي روحانيت دانستند و افزودند:مسئوليت چنين جايگاهي قطعاً همطراز مسئوليت انبياء است و علماي دين و روحانيت بايد همان وظايف را كه در جهت اقامه قسط و عدل در جامعه بوده است با قبول سختي‌هاي آن، انجام دهند.
ايشان طرفداري هميشگي روحانيت از محرومان و مستضعفان و ملجا مظلومان بودن را يكي از ويژگي‌هاي مهم روحانيت خواندند و خاطرنشان كردند: پديده مهم ديگري كه در طول دو قرن اخير در روحانيت مشهود است، حضور علماي دين در رهبري و اتاق فكر تحركات ضد استعماري و ضد بيگانه است كه از فتواي ميرزاي شيرازي در تحريم تنباكو آغاز مي‌شود و تا ايستادگي علماي مجاهد در مقابل جريان انگليسي مشروطه، مقابله مدرس با قراردادهاي استعماري و حكومت مستبد رضاخان، نقش آيت‌الله كاشاني در جريان ملي شدن صنعت نفت و نقش امام خميني (ره) به عنوان يك مرجع بزرگ در رهبري انقلاب اسلامي ادامه مي‌يابد.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي افزودند: پيروزي انقلاب اسلامي در واقع نتيجه مجاهدت روحانيت و عمل به مسئوليت سنگين خود در طول تاريخ بود كه امام خميني (ره)، توانست با استفاده از اين ذخيره ارزشمند و پشتوانه مردمي، بزرگترين تحول تاريخي را در ايران به وجود آورد.
رهبر انقلاب اسلامي، وجهه مردمي علماء و روحانيت را به دليل علم و پارسايي آنان دانستند و خاطرنشان كردند: يكي ديگر از ويژگي‌هاي بارز روحانيت، پاسخگويي به نيازهاي زمان است كه در هر دوره‌اي با شناخت صحيح نيازهاي جامعه، پاسخ مناسب به آن را داده‌اند.
ايشان، لازمه حفظ جايگاه و شأن روحانيت را، حفظ استقلال آن بيان كردند و افزودند: اگر چه در دوره كنوني همسو بودن روحانيت با حكومت يك نعمت است اما روحانيت و حوزه‌ها بايد استقلال و نقش خود را بعنوان يك راهنما و مرشد حفظ كنند و هر جا كه لازم بود، يك منتقد دلسوز و غيرمدعي باشند.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي لزوم شناخت بموقع خطرات را يك وظيفه ضروري براي روحانيت خواندند و با تاكيد بر لزوم تغيير نكردن عرصه حضور روحانيت خاطر نشان كردند: عرصه حضور روحانيت، مسجد و منبر و مواجهه رو در رو با مردم است و روحانيت نبايد از اين عرصه جدا شود.
حضرت آيت الله خامنه‌اي يكي از ضروريات مهم حوزه‌هاي علميه را مجهز شدن به سلاح علمي روز برشمردند و افزودند: اين سلاح، همان استدلال و برهان قوي و منطقي است كه بايد با اين استدلال، نادرست بودن شيوه عقل گرايي تجربي در دنياي امروز را نشان داد ضمن آنكه مسايل ديني و فقهي نيز بايد با برهان مناسب براي مخاطبان و جوانان بيان شوند.
ايشان جمع علم، دين و پارسايي در حوزه‌هاي علميه را منشا يك هويت بي نظير در حوزه‌ها دانستند و باتاكيد بر اينكه محور اصلي در حوزه، طلبه است ، خاطر نشان كردند: از جمله ويژگي‌هاي بارز حوزه‌هاي علميه، عشق، احترام و خضوع شاگرد به‌استاد و در عين حال جسارت علمي شاگر در مباحث علمي در مقابل استاد است.
رهبر انقلاب اسلامي، تدريس و تعليم همزمان را از ديگر ويژگي‌هاي حوزه‌هاي علميه برشمردند و بر لزوم تحول صحيح در مسايل آموزشي و متون درسي حوزه‌ها تاكيد كردند.
ايشان همچنين با اشاره به قدمت تاريخي و عظمت حوزه علميه مشهد و علماي بزرگي كه در آن حضور داشته‌اند، تاكيد كردند: حوزه علميه مشهد بعد از حوزه علميه قم، دومين حوزه و يكي از مراكز عمده حوزه‌هاي شرق كشور است و بايد نحله‌هاي فكري و معرفتي اين حوزه تعامل خوبي با يكديگر داشته باشند.
در ابتداي اين ديدار كه در رواق امام خميني (ره) در كنار بارگاه ملكوتي امام رضا (ع) برگزار شد آيت‌الله واعظ طبسي نماينده ولي فقيه و توليت آستان قدس رضوي با اشاره به سابقه درخشان علمي و قدمت حوزه علميه مشهد گفت: اين حوزه علميه اكنون نيز با بهره‌مندي از علما و اساتيد بزرگ رسالت خود را در تربيب طلاب و زمينه‌سازي براي شكوفا شدن استعداد‌ها انجام مي‌دهد.
وي با اشاره به همكاري خوب مديريت حوزه علميه مشهد و اساتيد خاطرنشان كرد: سياست آموزشي و پژوهشي اين حوزه استفاده از انسانهاي خوش‌فكر و عالم براي برنامه‌ريزي مناسب آموزشي و در نهايت توليد علم است.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386  |
 رهبر معظم انقلاب: تعرض به ايران، عكس‌العمل در سراسر جهان را به همراه دارد
تعرض به ايران، عكس‌العمل در سراسر جهان را به همراه داردسخنان بسیار مهم رهبر معظم انقلاب

به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني رهبر انقلاب، ايشان با اشاره به شايعه حمله آمريكا به ايران، تأكيد كردند: ملت ايران را با اين مسائل نترسانند زيرا مگر تا به حال آمريكا به ايران حمله نكرده است ضمن آنكه، دشمنان خوب مي‌دانند كه هرگونه تعرض، عكس العمل همه جانبه ملت ايران را نسبت به متعرضان و منافع آنها در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت.
آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر انقلاب، صبح امروز در ديدار فرماندهان و هزاران نفر از اعضاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، عمليات رواني دشمنان را براي تضعيف روحيه ملت ايران، نشانه ضعف و استيصال آنان خواندند و تأكيد كردند: اين ملت بزرگ، روز 22 بهمن گرمتر، پرشورتر و فعالتر از هميشه، در سراسر ميهن عزيز، به ميدان مي‌آيد و به جهانيان ثابت مي‌كند كه همچنان با هوشياري و قدرت، به راه پرافتخار خود ادامه مي‌دهد.............


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385  |
 ماه محرم از راه رسید با همه جذابیتهای عارفانه وشور و غمباری اش

بسمه تعالی

ماه محرم از راه رسید با همه جذابیتهای عارفانه و شور و  غمباری اش

محرم آمد با همه مصایب اش که مصیبتی در حد آن در طول تاریخ نبوده و نخواهد بود محرم ماه پیروزی بینش و بصیرت ولایی بر سطحی نگری در دین وغلبه اصولگرایی بر تظاهر و ریاکاری در دین

محرم آمدبا آن که من و تو هنوز نمی خواهیم از دنیا خواهیمان دست برداریم نمی خواهیم حسین گونه به زندگی نگاه کنیم مرگ برای همه هست اما نوع و و منش انسان است که مرگش را نیز از حیات موثر تر می کند عزت را برمی گزیند و ذلت را هرگز نمی پذیرد.

ریشه همه تهمت زدنها و پنهان حقایق در نزد بشر همان دنیا خواهی است که سرانجام او را به مانند یزید و یزیدیان عالم رسوا وبی آبرو می کند.

شاید ما محرم را فقط در عزاداری و روضه و برپایی مجالس مرثیه بدانیم اما حقیقت آن است که این ها همه یک نشانه و وسیله هدایت است که بشر غفلت زده غرق در لذایذ دنیایی را به خود بیاورد.

فکر نکنیم چون برای اباعبدالله سینه می زنیم خیلی به او نزدیکیم نه مادامی که در مسیر اخلاق و سیره حضرتش حرکت نکنیم خود را پیرو نپنداریم

نه ما باید حقیقت را دریافت کنیم و حقیقت آن است که امر به معروف و نهی ازمنکر را مخصوص مردم ندانیم از خود شروع کنیم

نگوییم چون من هیئت می روم حسینی مسلک هستم

نه به خدا مسلک حسین ع چیزی فرای دنیا پرستی است در مسلک او غیبت  تهمت و افترا و بردن آبرو جایی ندارد

خودمان را گول نزنیم دنبال حقیقت باشیم اگر اصولگرا هستیم اول خود به اصول گرایش و پایبندی پیدا کنیم و اگراصلاح طلب هستیم هنرآن است که اول اصلاح امور خویش را به دست گیریم

یادمان نرود مرام ائمه چه بود که اگر خود کاری را انجام می دهیم نمی توانیم دیگران را توصیه به ترک آن نماییم و این یعنی خود را لایق کنیم که اسم سرباز امام حسین ع بر ما برازنده باشد و نمونه بارز آن شهدا هستند

بیایید در مرام شهدا سیری کنیم چگونه بوده اند چگونه زیسته اند الگوتمام هم نشینانشان بوده اند و انسان هایی بوده اند که از درب جهاد اکبر گذشته و به درب جهاد اصغر رسیده اند لازمه حسینی رفتن همین تزکیه نفس وبینش گذشتن از هواها و لذایذ زائد و نابودگر است پیرو تمام و کمال ولایت نه آن که بنا به منفعت از ولایت خرج کنیم

حجت برما تمام است نقش تاریخی ما در تاریخفرا رسیده است واگر دیر بجنبیم  بدون نقش ونگار ماندگاری خواهیم رفت و زمان ما را با خود خواهد برد بکوشیم بمانیم ودر سیل گذران زمان پیش نرویم ودر تلاطم دهشتناک آن غرق نشویم یاران خمینی کبیر قدم به وادی کربلا گذاشتند وبا اطاعت از ولایت امتحان خود را به اتمام رسانیدند مانیز باید با حسینی مدظله جای در پای یاران خمینی ره گذاریم واز نقش تاریخی خود غافل نشویم چرا که:

یاران مصلح خود نیز باید صالح باشند.                

جابر علیمحمدی

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در پنجشنبه پنجم بهمن 1385  |
 عکسهای یکی از جلسات سالهای گذشته هیئت محبان المهدی رزمندگان اسلام شهرکرد
عکسهای یکی از جلسات سالهای گذشته هیئت محبان المهدی رزمندگان اسلام شهرکرد

جلسه زیارت عاشورا هیئت محبان المهدی رزمندگان اسلام شهرکرد

جلسه زیارت عاشورا سال ۱۳۸۲

جلسه هفتگی زیارت عاشورا هیئت محبان المهدی عج شهرکرد

شبهای بیاد ماندنی

مراسم هفتگی هیئت محبان المهدی رزمندگان اسلام شهرکرد

مراسم هفتگی هیئت محبان المهدی رزمندگان اسلام شهرکرد

مراسم هفتگی زیارت عاشوراهیئت محبان المهدی رزمندگان اسلام شهرکرد

مراسم زیارت عاشورا هیئت محبان المهدی رزمندگان اسلام شهرکرد 

دهه فاطمیه سال ۱۳۸۲

ya mahdi

یادش بخیر شبهای پرخاطره در جلسات هیئت

moheban

خدا توفیق حضور در جلسه اهل بیت رو از ما نگیره  

mahdi

محرم نزدیکه التماس دعا...

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در سه شنبه بیست و ششم دی 1385  |
 جلسه هفتگی هیئت محبان المهدی رزمندگان اسلام شهرکرد در آستانه محرم برگزار گردید
دیشب دوشنبه ۲۵/۱۰/۸۵ مراسم هفتگی هیئت محبان المهدی رزمندگان اسلام شهرکرد در منزل برادر جانباز سید حمزه حسینی برگزار گردید.

مراسم هفتگی زیارت عاشورا هیئت محبان المهدی عج رزمندگان وبسیجیان شهرکرد

در این جلسه روحانی برادر سید وفا فاطمی مداح اهلبیت به مداحی و قرائت زیارت عاشورای ابا عبدالله الحسین ع پرداختند در این مراسم پرشور ومعنوی که در آستانه فرا رسیدن ماه غمبار محرم حسینی برگزار گردید حال و هوای محرم در مجلس طنین انداز شده بود و شیفتگان حضرت امام حسین ع به سینه زنی و عزاداری پرداختند .

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در سه شنبه بیست و ششم دی 1385  |
 به زودی هیئت محبان المهدی شهرکرد فعالیتهای جدیدی را در راستای اشاعه فرهنگ انتظار در جامعه آغاز خواهد

 

به زودی هیئت محبان المهدی شهرکرد فعالیتهای جدیدی را در راستای اشاعه فرهنگ انتظار در جامعه آغاز خواهد نمود

آقای کاظم احمدی مدیر اجرائی هیئت محبان المهدی رزمندگان شهرکرد

آقای کاظم احمدی مدیر اجرائی هیئت محبان المهدی ضمن اعلام این مطلب افزود:

برنامه های فرهنگی هیئت محبان المهدی شهرکرد حدود ۱۵سال است که به طور مداوم اجرا و پیگیری شده و همیشه با شکوه خاصی برگزار گردیده وی ضمن اشاره به موانع مشکلات و ... پیشرو هیئتهای مذهبی در استان خاطر نشان کرد که علی رغم همه این معضلات وظیفه دست اندرکاران این هیئتها بسیار سنگین است و به همین خاطر هیئت محبان المهدی در آینده نزدیک با قوت و قدرت بیشتر از گذشته فعالیت خواهد کرد که این فعالیتها را با به روز نمودن برنامه ها انجام خواهد داد که نمونه آن فعالیت در عرصه اینترنت و راه اندازی وبلاگ هیئت است که در آینده بسیار وسیعتر و با مطالب و قالب جذابتر و به روزتری فعالیت خواهد نمود.

آقای احمدی در پایان خواستار حضور پرشورتر مردم شهرکرد در جلسات و برنامه های هیئتهای مذهبی به خصوص هیئت محبان المهدی شد و از هرگونه کمک و همکاری مردم محب اهلبیت در این راستا با هیئت محبان المهدی استقبال نمود. 

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در سه شنبه بیست و ششم دی 1385  |
 بسم رب المهدي و بسم رب المنتظر

Image hosting by
 TinyPic

 
بسم رب المهدي و بسم رب المنتظر
 
از پروانه خواستم, راز سخن گفتن با گلها را برايم بگويد.

پاسخ داد: سخن گفتن با گلها به چه کارت ايد؟

گفتم: سراغ گلي را مي جويم. مي شناسي اش؟؟؟

گفت: کدامين گل تو را اينچنين بي تب و تاب کرده است؟

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در جمعه بیست و دوم دی 1385  |
 محرم

سلام ماه محرم هم دیگه داره میرسه

بچه های هیئت یازهرا هم که عزم سفر کربلا کرده اند

خوشا به حالتون بچه ها

اما .... آقا یه گوشه چشمی

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385  |
 کاریکاتور سایت اینترنتی الجزیره : اعدام صدام

 

کاریکاتور سایت اینترنتی الجزیره : اعدام صدام

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در جمعه پانزدهم دی 1385  |
 صدام اعدام شد

سلام

خبر این بود صدام اعدام شد

اما صدام که بود و چه کار کرد؟

دیکتاتوری که در لحظات آخرین زندگی پر جرم وجنایت و نکبت بارش آثار وحشت از مرگ در چهره اش موج می زد

او که همیشه با ترس و اضطراب و بدبینی به همه زندگی می کرد تا جایی که نزدیکترین خویشاوندانش را به خاطر ترس از توطئه بر علیه خود اعدام نمود و به قتل رسانید.

واینک این است تحقق وعده الهی در مورد شقی ترین انسانهای روی زمین و صدام بدون شک یکی از آنان است با اعدام صدام نا خود آگاه این مطلب به ذهنم خطور کرد:  اللهم اشغل الظالمین بظالمین

و اینکه خدا ظالمین را بدست خودشان به هلاکت می رساند.

صدام و صدامیان تا از ازل تا آخر روزگار و عاقبتی بهتر از این نخواهند داشت این عاقبتی که از سوی عالم فاضل و وارسته بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) برای صدام ۲۵ سال پیش پیش بینی شده بود برای همه صدام صفتان عرصه ظلم و تباهی متصور است .

 

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در جمعه پانزدهم دی 1385  |
 دعای پر فیض عرفه
دعای پر فیض

عرفه

شنبه ۹/۱۰/۸۵

مصلی بزرگ امام خمینی ره شهرکرد

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در جمعه هشتم دی 1385  |
 روز عرفه

بسمه تعالی

عزیزان فردا روز عرفه است و عرفه یاد آور قافله ای است که در وصف آن جز سرود عشق چیزی نمی توان سرایید.

عزیزان عرفه مقدمه ای بسیار عارفانه بر عاشورا و عرفات نشانی از کربلا است که فقط به دست حضرت سید الشهدا (ع) ساخته می شود و جز او کسی را توان بوجود آوردن این حماسه عشق متصور نخواهد بود.

آری فردا کاروانی عزم سفر خواهد کرد کاروان کربلایی حسین(ع) که علمداری آن را قمر بنی هاشم عهده دار است و علی اصغر معلم ایستادگی در برابر عطش به قیمت احیای دین محمد(ص) و تو ای مظاهر و توای حر آزاده حسین (ع) درس شما را ما درک کردیم و ای کاش ما هم امروز هوشیاری لبیک گفتن به ندای هل من ناصر ینصرنی اباعبدالله را که تا زمین پابرجاست بر گوش جان خواهد رسید داشته باشیم.

و بای ذنب قتلت  به کدامین گناه کشته شدند به جرم احیای دین محمدی و امر به معروف و نهی از منکر امت رسول خدا

و اکنون بشنو از کوفه صدای مسلم را :حسین جان به سوی کوفه میا که مرمانش بس عجیب ناجوانمردند 

اما رسالت تاریخی ابا عبدالله الحسین فقط و فقط از دریای خون می گذرد

اما ما چه باید بدانیم :

چه بخواهی و چه نخواهی راه من و تو از کربلا می گذرد و غیر از این بیراهه است.

   

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در جمعه هشتم دی 1385  |
 حيا

حيا

                                       اميرحسين بانكي‌پورفرد 

1- تعريف حيا

الف) حيا در لغت

حيا واژه‌اي عربي است كه در زبان فارسي با كلماتي همچون «شرم» و «آزرم» از آن ياد شده است.

البته شايد نتوان واژه‌ي حيا را معادل کاربرد شرم در فارسي دانست؛ چرا که بنا به تعريف دهخدا، شرم حيرت و وحشتي است که در آدمي پيدا شود از آگاه شدن ديگري بر عيب يا نقص او[1] و اين حالت مربوط به بعد از عمل مي‌باشد، در حالي‌ که حيا قبل از عمل خود را نشان مي‌دهد. لذا واژه‌ي حيا در زبان فارسي نيز متداول گرديده است و معاني ديگري نيز همچون «توبه و حشمت» براي آن ذكر شده است[2]؛ بدين معنا كه از هر كار منافي حيا توبه مي‌نماييم و با حيا و آزرم صاحب حشمت و شكوه مي‌شويم.

کاربردهاي ديگر حيا عبارتند از: «هويدا گرديدن راز»، «زيستن»، «باران»،  «فراخي سال»، «حال»، «فرج شتر، گوسفند و درندگان ماده»، که اين تعاريف مورد نظر نيست[3].


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385  |
 زن از منظر قرآن کریم

زن از منظر قرآن کریم

شأن و منزلت والای زنان در قرآن کریم

گروه دین و اندیشه: قرآن در کنار هر مرد بزرگی از یک زن بزرگ یاد می کند، در تاریخ اسلام زنان قدیسه و عالیقدر فراوان هستند، کتاب آسمانی مسلمانان با تعریفی خاص از زن، جایگاهی والا و ارزشمند را برای وی تعریف و برای او شأن و منزلتی ویژه قائل شده است ........


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در چهارشنبه هشتم آذر 1385  |
 وحدت سياسي ضروري ترين نياز مسلمانان(2) / دكتر يدالله جواني

وحدت سياسي ضروري ترين نياز مسلمانان(2) / دكتر يدالله جواني

 
 

 

وحدت امت اسلامي در دوران معاصر بيش از هر زمان ديگر مورد تاكيد دلسوزان جهان اسلام قرار گرفته و افرادي هم مانند سيد جمال الدين اسدآبادي براي تحقق اين وحدت تلاش هاي فراواني را به عمل آورده اند.
فروپاشي امپراطوري عثماني در جنگ جهاني اول و تقسيم سرزمين پهناور اين امپراطوري به عنوان غنايم جنگي بين دول پيروز، سرآغاز بسياري از مشكلات امروز در جهان اسلام است. خط كشي هاي مصنوعي در ميان امت اسلامي با استفاده از عناصري چون نژاد و قوميت و وارد كردن ناسيونالسيم خرد به عنوان مبناي شكل دهي به دولت هاي به ظاهر مدرن ومستقل، اين امكان را فراهم ساخت تا بيگانگان با ايجاد تفرقه و اختلاف در بين مسلمانان، به راحتي سلطه خود را بر جهان اسلام تثبيت نمايند. ايران اسلامي، اولين كشوري بود كه با انقلاب اسلامي توانست خود را از چنگال استكبار و شيطان بزرگ رها سازد و اكنون به عنوان يك كشور بزرگ و مستقل در مسير تشكيل يك كشور اسلامي حركت مي نمايد.
مسئوليت ملت ايران و دولت جمهوري اسلامي در قبال ديگر مسلمانان دربند، متفرق و تحت سلطه و ضعيف نگهداشته شده، مسئوليتي بس بزرگ است. اكنون به بركت انقلاب اسلامي، امواج بيداري اسلامي سراسر عالم اسلام را فراگرفته و بسترهاي بسيار خوبي براي انجام كارهاي بزرگ فراهم شده است.
يكي از شعارهاي انقلاب اسلامي كه براساس نياز ضروري اين دوران مسلمانان از همان آغاز انقلاب مطرح بود، شعار «وحدت امت اسلامي» است. سخنان حضرت امام(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامي درخصوص ضرورت وحدت جهان اسلام، گوياي اين واقعيت است كه امروز مهمترين نياز مسلمانان وحدت است. برجسته ترين بخش از پيام هاي امام راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامي كه در طي 72 سال گذشته به مناسبت مراسم حج صادر شده، به همين مطلب اختصاص دارد.
رهبر معظم انقلاب در راستاي طرح وحدت امت اسلامي كه در طي ساليان گذشته به عنوان يك شعار همواره مورد تاكيد قرار داشته، در سال پيامبر اعظم(ص) و در جمع انديشمندان و علماي كشورهاي اسلامي شركت كننده در نوزدهمين كنفرانس وحدت اسلامي بر اين نكته تاكيد فرمودند كه جهان اسلام با يك فرصت استثنايي روبه رو شده و اين وظيفه علما و دانشمندان و روشنفكران و همچنين رهبران سياسي با اخلاص كشورهاي اسلامي است كه از اين فرصت استفاده نمايند. از نظر معظم له، بيداري اسلامي و احياي هويت اسلامي در تمامي كشورهاي اسلامي اين فرصت استثنايي را براي خواص مسلمانان ايجاد كرده است.
اين بيداري، قدرت توده هاي ميليوني مسلمان را آماده انجام كارهاي بسيار بزرگ نموده است. مسلمانان هم به لحاظ تعداد و با توجه به شاخص هويت يابي اسلامي و انگيزه هاي بسيار جدي كه برخاسته از آموزه هاي ديني و اسلامي است، آماده انجام كارهاي بسيار بزرگ مي باشند و هم به لحاظ موقعيت سرزميني و مواهب طبيعي خدادادي كه در اختيار دارند. طرح رهبر معظم انقلاب كه به صورت پيشنهاد به شركت كنندگان در نوزدهمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي بيان شد، مي تواند راهگشاي خوبي براي عبور از مرحله فعلي باشد. براساس اين طرح بايد نخبگان، علما، انديشمندان و رهبران سياسي با اخلاص در كشورهاي اسلامي، «منشور وحدت عملي جهان اسلام» را تهيه و در راستاي اجراي آن تلاش نمايند. نكته قابل توجه اينكه، در تدوين منشور وحدت عملي اسلامي دو نكته اساسي بايد مدنظر قرار داشته باشد.
1-
براساس رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب، وحدت عملي و اتحاد مسلمانان هيچ نيازي به وحدت مذهبي ندارد. آنچه در طول هزاران سال تحت عنوان اختلافات مذهبي نهادينه شده و به نوعي صورت بندي هايي را در جهان اسلام شكل داده در محافل علمي و حوزه هاي ديني قابل بحث و گفتگو به صورت مستدل و منطقي مي باشد. بنابراين در منشور وحدت عملي اسلامي اين موضوع خود به خود از دستور كار خارج خواهدبود. لكن بايد چاره انديشي شود كه در جهان اسلام با كساني كه با تكيه بر مسائل مذهبي قصد تفرقه افكني و تشديد اختلافات را دارند چگونه برخورد شود.
2-
منشور وحدت عملي اسلامي، ماهيتي سياسي دارد و براساس مشتركات اسلامي، منافع مشترك و تهديدات مشترك بايد تدوين شود. امروز مسلمانان داراي بسياري از مشتركات در حوزه هاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و امنيتي هستند. همين مشتركات كفايت مي كند كه انديشمندان و علماي اسلامي فرصت را از دست ندهند. دشمن اعظم يعني آمريكا با تكيه بر قدرت نظامي قصد سركوب جهاني اسلام بيدار شده و قلع و قمع مسلمانان آزاديخواه را دارد. دنياي استكبار باتمام توان مانع پيشرفت و ترقي مسلمانان مي شود. دشمنان اسلام، منافع خود را در اعمال و تثبيت سلطه سياسي بر جهان اسلام تعريف كرده اند و...
در چنين شرايطي عقل و شرع حكم مي كند جهان 5/1 ميلياردي مسلمان براي حفظ موجوديت خود و رهايي از مشكلات به سمت وحدت و ائتلاف پيش برود.مدل اتحاديه اروپا كه وحدت اروپا را دنبال مي كند، الگوي قابل مطالعه اي براي تدوين اين منشور مي باشد. دوران وحدت ممالك اسلامي در قرون اوليه اسلام و نوع تعامل مسلمانان در سرزمين هاي مختلف در طول ساليان متمادي نيز مي تواند كمك شاياني به اين موضوع داشته باشد. علي ايحال آنچه مهم است اينكه، مسلمانان براي رهايي از اين وضعيت چاره اي جز غلبه بر تفرقه ها و اختلافات خود ندارند و تنها يك منشور وحدت عملي مناسب است كه مي تواند مسلمانان را از اين وضعيت عبور دهد.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385  |
 هژموني رژيم صهيونيستي استراتژي آمريكا در خاورميانه / محمدنبى آقاتقى

هژموني رژيم صهيونيستي استراتژي آمريكا در خاورميانه / محمدنبى آقاتقى

   
 

 

ايالات متحده آمريكا بعد از سرنگوني حكومت صدام و اشغال كشور عراق در راستاي نيل به هدف اصلي سياست خارجي خود يعني استيلا بر نظام بين الملل كه سلطه بر منطقه خاورميانه جزئي از اين هدف مي باشد، تحركاتي را پيرامون تغيير در نقشه سياسي منطقه خاورميانه آغاز كرد.
دامنه اصلي اين تغييرات بر سه كشور ايران،سوريه و لبنان متمركز شد. سه كشوري كه كمربندي امنيتي را عليه رژيم صهيونيستي ايجاد نموده اند.
برخورد با سوريه بلافاصله بعداز پايان جنگ عليه صدام به صورت يك جنگ رواني كليد زده شد. طرح اينكه فرماندهان ارشد ارتش، وزرا، اعضاي برجسته حزب بعث و خانواده صدام به سوريه گريخته اند، تجهيزات شيميايي و هسته اي صدام به سوريه ترانزيت شده است، نيروهاي القاعده از ناحيه سوريه حمايت هاي نظامي و مالي مي شوند و موارد مشابه ديگر آغازگر يك جنگ رواني عليه سوريه بود كه با ترور رفيق حريري در بيروت وارد فاز جديدي شد. از اين مقطع فشار بر روي دولت سوريه و شخص بشار اسد فزوني يافت. با متهم ساختن بشار اسد به دخالت در ترور رفيق حريري و اعزام گروه تحقيق سازمان ملل متحد به سوريه و لبنان فشارهاي ديپلماتيك بر سوريه به اوج خود رسيد كه با صدور قطعنامه 1559 شوراي امنيت دولت سوريه مجبور شد نيروهاي نظامي خود را كه به مدت دو دهه در لبنان حفظ كرده بود خارج نمايد. اين فشارها با خروج «عبدالحليم خدام» معاون اول حافظ اسد و بشار اسد، از حاكميت و قرار گرفتن در راس رهبري اپوزيسيون سوريه و برگزاري اجلاس مخالفين دولت سوريه در پاريس به يك زنجيره كامل مبدل گشت. يعني فشار داخلي بعلاوه فشار خارجي و بين المللي.
با توجه به فشارهاي ديپلماتيك سياسي و اقتصادي كه طي سه سال گذشته بر دولت بشار اسد وارد آمده و همچنين بازتوليد يك اپوزيسيون قدرتمند به رهبري عبدالحليم خدام توسط آمريكا، اسرائيل و فرانسه، ابزار نظامي كارايي لازم را در برخورد با سوريه نخواهد داشت چرا كه آمريكا و اسرائيل در تلاشند تا با استفاده از ابزار فشار داخلي و فشارهاي ديپلماتيك و بين المللي بر تصميم گيري هاي دولت سوريه تاثير گذارند. اما در پي درگير شدن آمريكا و اسرائيل در يك جنگ نظامي با سوريه بعنوان يك دولت مستقل عرب، اول اينكه حاكمان كشورهاي عربي مجبور به واكنش خواهند شد و اين با طرح اسرائيلي ها مبني بر اينكه تا سال 2008 با 10 كشور عربي-اسلامي شمال آفريقا و حوزه خليج فارس روابط رسمي ديپلماتيك برقرار خواهند نمود مغاير است. دوم اينكه بشار اسد در مواجهه با چنين تهاجمي مي تواند وحدت ملي كشور خود را تقويت نموده و فعاليت هاي چندين ساله اپوزيسيون را خنثي نمايد.
به موازات فشار بر سوريه، فشار بر لبنان نيز در دستور كار قرار گرفت. فشار بر لبنان از زماني كه رياست جمهوري اميل لحود به مدت سه سال ديگر تمديد شد آغاز گرديد. با ترور رفيق حريري، خروج نيروهاي سوري از لبنان، آزادي سمير جعجع از زندان، بازگشت ميشل عون از تبعيد(فرانسه) به لبنان، تقويت سعد حريري پسر رفيق حريري و تشكيل ائتلاف 14 مارس، فشار ديپلماتيك براي تصويب و اجراي قطعنامه 1559 شوراي امنيت كه خواستار خلع سلاح حزب الله لبنان بود، فشار داخلي و خارجي در دستور كار مقامات آمريكايي قرار گرفت.
برخورد نظامي آمريكا و رژيم صهيونيتي با حزب الله لبنان در راستاي هدف اصلي سياست خارجي آمريكا يعني هژموني اسرائيل بر خاورميانه برابر با هژموني آمريكا بر نظام بين الملل قرار داشت حزب الله لبنان كه يكي از موانع اصلي تحقق هژموني اسرائيل مي باشد مي تواند تاثير بسزايي در سرنوشت آينده منطقه خاورميانه داشته باشد. به اين علت كه توقف اسرائيل در راه برتري بر منطقه خاورميانه به استيلاي آمريكا بر كل نظام بين الملل خلل وارد مي آورد. به همين دليل آمريكا و اسرائيل از همه ابزارها چه ديپلماتيك و چه نظامي عليه حزب الله استفاده كرده اند. اما دليل اصلي درماندگي آمريكا و اسرائيل در مقابل حزب الله به ماهيت جنبش حزب الله برمي گردد. جنبش حزب الله نه مانند گروه هاي القاعده و طالبان رفتار مي كند كه به راحتي بتوان با كوچكترين مستمسكي با آنها برخورد كرد و نه يك دولت است كه با معادلات ديپلماتيك و مقتضيات نظام بين الملل بتوان با آن برخورد نمود. جنبشي كه مشروعيت و محبوبيت منطقه اي و جهاني اش و رهبران آمريكا و اسرائيل را در برخورد با خود به نقطه انفعالي رسانده است. نكته قابل اشاره اينكه آمريكا تمام تلاش خود را به كار بسته تا حزب الله لبنان از معادلات داخلي لبنان و منطقه خاورميانه حذف گردد و در اين راه بيشترين بهره را از استفاده ابزاري از شوراي امنيت مي برد.
حلقه سوم و مهمترين مانع بر سر سياست ها و اهداف آمريكا و اسرائيل در منطقه خاورميانه،جمهوري اسلامي ايران است كه سابقه اي 27 ساله در مبارزه و تقابل با آمريكا و اسرائيل داشته و دارد هر چند سعي آمريكا در سال هاي گذشته بر اين بوده است كه با به وجود آوردن يك اجماع بين المللي عليه جمهوري اسلامي ايران در بحث پرونده هسته اي بتواند برخورد با ايران را به مرحله اجرا درآورد. با توجه به اينكه فشار داخلي و اپوزيسيون قدرتمندي در خارج از كشور وجود ندارد، تمركز فشار بر روي ايران از نوع بين المللي بوده است. با توجه به اينكه تاكتيك آمريكا در استفاده ابزاري از شوراي امنيت در طي چند سال گذشته به كرات و در موارد مختلف به اجرا گذاشته شده است، تلاش آمريكا بر اين بوده كه با استفاده از اين ابزار و فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد، جمهوري اسلامي ايران را تحت فشار قرار دهد.
با توجه به اينكه جمهوري اسلامي ايران توانسته است نقش بسيار پر رنگي را در رهبري و هدايت ملت ها و دولت هاي مسلمان و آزاديخواه جهان ايفا نمايد، برخورد با ايران آن هم به صورت نظامي براي ايالات متحده آمريكا بسيار پرهزينه خواهد بود، مضاف بر اينكه آمريكا و اسرائيل تا زماني كه دربند كمربند امنيتي جمهوري اسلامي ايران عليه خودشان باشند (حماس و جهاد اسلامي در فلسطين، حزب الله لبنان و سوريه) چنين اقدامي را عليه ايران در دستور كار قرار نخواهد داد.
نتيجه اينكه ايالات متحده آمريكا كه داعيه رهبري و برتري بر كل نظام بين الملل را دارد، با استفاده ابزاري از سازمان هاي بين المللي خصوصا شوراي امنيت سازمان ملل متحد تلاش خواهند نمود كه عرصه هاي منطقه اي و بين المللي را بر حزب الله لبنان، سوريه و جمهوري اسلامي ايران تنگ تر نمايد. هدف آمريكا اين است تا تاثيرگذاري اين سه ضلع مثلث را در منطقه خاورميانه به حداقل رسانده و در مقابل با حمايت از رژيم صهيونيستي، اين رژيم غاصب را تبديل به تنها هژموني منطقه خاورميانه مبدل نمايد.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385  |
 چرايي اقبال جنبش فتح از تشكيل دولت وحدت ملي/علي قاسمي

چرايي اقبال جنبش فتح از تشكيل دولت وحدت ملي/علي قاسمي

 

برخي از مسئولان فلسطيني معتقدند دولت نجات ملي، حماس را به رغم برخورداري از اكثريت كرسي‌هاي پارلمان ازرهبري‌دولت دور خواهد كرد و گروهي از تكنوكراتها،پستهاي وزارتي را برعهده خواهند گرفت.

 






بصيرت: 7ماه پيش، انتخابات مجلس قانون‌گذاري فلسطين با مشاركت بيش از80 درصد فلسطينيان برگزار شد، در اين انتخابات فهرست اصلاح و تغيير وابسته به جنبش مقاومت اسلامي «حماس» موفق شد كه بيش از 60درصد آراي فلسطينيان شركت‌كننده در انتخابات را كسب كند. بعد از پيروزي، «حماس» كه صاحب اكثر كرسي‌هاي مجلس شده بود، مأمورتشكيل كابينه شد. حماس باتوجه به درايتي كه داشت از همان ابتدا پيش‌بيني مي‌كرد كه رقيب ديرينه آن يعني جنبش فتح احتمال دارد، درطول دوره نخست‌وزيري يك سري نافرماني‌هايي انجام دهد، به همين دليل فتح را به مشاركت و ائتلاف در كابينه دولت دعوت كرد، ولي هيچكدام از اعضاي فتح آن را نپذيرفتند و فشارهاي خارجي اعم از بستن گذرگاهها و راههاي ورودي، محاصره اقتصادي، قطع كمك‌هاي خارجي برعليه اين دولت نوپا آغاز گشت. علاوه بر اين حمله نظامي رژيم صهيونيستي و كشتار مردم بي‌دفاع فلسطين روزبه روز تشديد شده و درداخل هم نافرماني‌هاي مدني توسط بيشتر افرادي كه وابسته به جنبش فتح بودند، به بهانه عدم دريافت حقوق و وضع معيشتي گسترش يافت. با دستگيري تعداد زيادي از نمايندگان مجلس و وزراء توسط رژيم صهيونيستي دولت اسماعيل هنيه بيش‌از پيش تحت فشار قرار گرفت. علاوه بر اين وجود محمودعباس رئيس تشكيلات حكومت خودگردان از جناح جنبش فتح و عملكرد و سابقه او فشارها را بردولت حماس مضاعف كرد بنابراين در راستاي پايان دادن به محاصره اقتصادي و حل آزادي نظامي رژيم صهيونيستي و شروع مجدد آتش‌بس، مذاكرات فشرده‌يي بين دو بازيگر اصلي فلسطين جنبش فتح و حماس درچندين مرحله انجام گرفت و دو گروه به توافق رسيدند كه كابينه حماس منحل گردد و دولت جديد با مشاركت همه جريان‌ها و با ايجاد ساختاري جديد تشكيل شود. اما دراثناي به نتيجه‌رسيدن طرح دولت وحدت ملي، محمودعباس به بهانه عدم پذيرش موافقت‌نامه‌هاي ساف با رژيم صهيونيستي توسط حماس مذاكرات را يك طرفه به تعليق درآورد و حتي قرار است وي به آمريكا سفر كند و دركنار مجمع عمومي با بوش، رايس و وزيرامورخارجه رژيم صهيونيستي ديداري داشته باشد. حال جاي سؤال است كه جنبش فتح چرا رويكرد خود را نسبت به حضور در كابينه عوض نموده و چه اهدافي را از اين كار دنبال مي‌كند؟


الف) دوركردن حماس از رهبري دولت؛


جنبش فتح از دولت وحدت ملي به عنوان دولت نجات ملي ياد مي‌كند. دردولت نجات ملي نقش ‌حماس در رهبري دولت كم‌رنگ خواهد شد. چون فتح تشكيل دولت نجات ملي را به دليل ناتواني حماس در مديريت دولت مي‌داند اما حماس تشكيل دولت ملي را براي رهايي ملت فلسطين از بحران اقتصادي ضروري دانسته و معتقد است با اين كار مي‌توان از فشارها عليه مردم كاست. با اين حال برخي از مسئولان فلسطيني معتقدند دولت نجات ملي، حماس را به رغم برخورداري از اكثريت كرسي‌هاي پارلمان ازرهبري‌دولت دور خواهد كرد و گروهي از تكنوكراتها،پستهاي وزارتي را برعهده خواهند گرفت.


 ب ) كاهش نقش حماس در مناسبات خارجي؛


محمود عباس رئيس تشكيلات حكومت خودگردان درنامه‌اي به سفارتخانه‌هاي خارجي «فاروق قدومي» رئيس بخش سياسي سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) را به عنوان وزير امورخارجه فلسطين به جاي «محمودالزهار» معرفي كرد. محمود عباس قبل از تشكيل دولت وحدت ملي با معرفي قدومي ضمن حل اختلاف در پست معروف وزارت امورخارجه قصد دارد نظارت دولت وحدت ملي برمناسبات خارجي را كه به سرپرستي حماس تشكيل مي‌شود، كاهش دهد.


همچنين محمودعباس درنامه‌ خود تأكيد كرده است قدومي اجازه دارد درباره امورخارجي فلسطين گفت‌وگو كند و در نشست‌هاي بين‌المللي شركت نمايد. همچنين وي  نامه‌يي به اتحاديه عرب ارسال كرد و درآن نامه آمده است كه قدومي مسؤول پرونده سياسي فلسطين است.


ج ) طرح دولت ملي؛ زمينه خروج فتح از انزواي سياسي؛


اصرار جنبش فتح براي تشكيل دولت وحدت ملي از كه آنها به عنوان دولت نجات ملي ياد مي‌كنند تنها براي برون رفت از وضعيت دشوار مردم و شهروندان فلسطيني در اين برهه حساس نيست، بلكه جنبش فتح قصد دارد همزمان با اعمال فشارهاي خارجي و نيز اختلاف‌هاي داخلي فلسطين از انزواي سياسي پس از شكست در انتخابات مجلس قانونگذاري بيرون آمده و در فضاي سياسي جديدي براي به دست گرفتن قدرت، فعاليت كند.


سخنان الحوراني سخنگوي جنبش فتح دراين باره شنيدني است كه گفته بود:«سازمان آزاديبخش فلسطين براساس توافق قاهره بايد فعالتر شود.» وي همچنين برضرورت متحول‌شدن اين سازمان براساس نيازهاي ملت فلسطين تأكيد كرده است بنابراين به نظر مي‌رسد بيشترين هدف، تخريب دولت حماس و فراهم‌كردن زمينه براي مشاركت بيشتر فتح درعرصه سياسي فلسطين است. باوجود اينكه درگذشته اسماعيل هنيه، نخست‌وزير فلسطين بارها برتشكيل يك دولت وحدت ملي براساس شرايطي كه حماس مقرر كرده بود، تأكيد داشته، اما متأسفانه جنبش فتح از مشاركت دراين دولت خودداري مي‌كرد. بعد از مدت‌ها جنبش فتح به اين نتيجه رسيد كه كارشكني در برابر دولت حماس مشكلي را حل نمي‌كند و مي‌بايست با اين دولت كنار آمد و براي حل مشكلات اقتصادي، سياسي و داخلي فلسطين همكاري نمود.


 د ) شروع مجدد مذاكرات صلح با ميدان‌داري جنبش فتح؛


درصورت شروع مذاكرات صلح ميدان‌داري و مسئوليت اين كار با توجه به اعلام مسئوليت فاروق قدومي به عهده جنبش فتح خواهد بود. اكثر بازيگران سياسي تشكيل دولت وحدت ملي را با صلح پيوند زده‌اند. رئيس فنلاندي اتحاديه اروپا تشكيل دولت وحدت ملي فلسطيني را فرصتي براي احياي روند صلح خاورميانه مي‌داند. پادشاه عربستان با استقبال ازتشكيل دولت وحدت ملي فلسطين معتقد است راه دستيابي به صلح در خاورميانه باز مي‌شود. اما آنچه مهم است تحميل خواسته‌هايي است كه بيش از تشكيل دولت وحدت ملي و شروع مذاكرات صلح برحماس تحميل مي‌كنند.


با اين حال اسماعيل هنيه تصريح كرده است دولت وي هرگز موجوديت اسرائيل را به رسميت نخواهد شناخت.


احمد يوسف مشاور سياسي هنيه، هم اعلام كرد، مادامي كه اشغالگري وجود دارد، مقاومت حق قانوني ملت فلسطين خواهد بود. اما خواسته‌هاي غرب و اروپا تحميل سه شرط برجنبش حماس است و اعلام نموده‌اند در صورت تحقق اين سه شرط دولت وحدت ملي فلسطين را به رسميت مي‌شناسند و تحريم‌ها را ملغي خواهند كرد.


1_ به رسميت شناختن اسرائيل


2_ پذيرش موافقت‌نامه‌هاي امضاشده بين رژيم صهيونيستي و سازمان آزاديبخش فلسطين(ساف)


3_ خاتمه دادن به مبارزه مسلحانه (توقف خشونت)


حماس در اين رابطه معتقد است سازمان آزاديبخش فلسطين نماينده همه تشكل‌ها و اقشار ملت فلسطين نبوده و تنها بخش‌هايي از توافقنامه‌هاي امضاء شده قبلي را كه با منافع ملي فلسطين سازگاري دارد، مي‌پذيرد. اما محمود عباس هدف ازتشكيل دولت وحدت ملي را پايان دادن به محاصره اقتصادي و كشتار مردم فلسطين و آزادي اسير اسرائيلي و پذيرش آتش‌بس بيان كرده است.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385  |
 روز قدس (فلسطين)

روز قدس (فلسطين)     

 

صهیونیست همواره کوشیده است تا با معرفی قبه الصخره (با گنبد طلایی) بجای مسجدالاقصی توجه مسلمانان از این مسجد که قبله اول آنها بوده است را منحرف و زمینه را برای ویران کردن مسجد و ساختن معبد سوم سلیمان بجای آن آماده کند.

 




بصيرت:صهیونیست همواره کوشیده است تا با معرفی قبه الصخره (با گنبد طلایی) بجای مسجدالاقصی توجه مسلمانان از این مسجد که قبله اول آنها بوده است را منحرف و زمینه را برای ویران کردن مسجد و ساختن معبد سوم سلیمان بجای آن آماده کند. یهودی های افراطی نیز بارها تهدید به تخریب مسجدالاقصی نموده اند.(تصویر1و2)

قبه الصخره، مسجد 8 ضلعی با گنبد طلایی است که در محوطه «حرم شریف» قرار دارد و در زمان خلفای اموی بنا شده است. این مسجد دربرگیرنده صخره ای است که پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد (ص)، از فراز آن به معراج رفتند.


لطفا با «مسجدالاقصی» (قبله اول مسلمان) اشتباه نگیرید!(تصویر3)


در 30 مرداد ١۳۴٨ ه.ش (مصادف با ٢١ آگوست 1969) مسجدالاقصی اولين قبله مسلمين و يکی از مقدس ترين معابد مورد احترام اديان آسمانی، توسط اشغالگران صهيونيست به آتش کشيده شد. در قسمت جنوب شرقی، حدود 200 مترمربع از سقف مسجد کاملاً ویران شد و گنبد مسجد در پنج نقطه سوخت. همچنين يکی از آثار متبرک مسجد و يک منبر مخصوص که 800 سال سابقه داشت از بين رفت.
سازمان های افراطی یهودی هرساله در سالروز آنچه که از آن به عنوان تخریب هیکل یهود به دست رومی ها نام می برند تلاش می کنند با ورود به مسجدالاقصی به تخریب آن بپردازند.
بنا به عقیده يهود، تخریب مسجدالاقصی و ساختن معبد سليمان بجای آن از مقدمات ظهور «مسيحا»، منجي آخرالزمان و تشکیل حکومت جهانی یهود است!


دیوار براق، دیوار غربی حرم قدسی، دیواری به طول حدود 56 و ارتفاع 65 فوت است که از سنگ های بزرگ ساخته شده و به دلیل ارتباط آن با واقعه معراج پیامبر اكرم(ص)، مورد احترام مسلمانان است. درحال حاضر این دیوار محل انجام مراسم مذهبی یهودی­هاست و به آن دیوار «ندبه» می گویند. یهودی‏های صهیونیست که مدعی‏اند این دیوار از آخرین باقی‏مانده‏های هیکل سلیمان است، اميدوارند بتوانند آن را دوباره بر ویرانه‏های مسجدالاقصي بازسازی كنند. تلاش صهيونيست‏ها درجهت خالی‏کردن منطقه از هویت فلسطینی اسلامی است.(تصویر4)

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385  |
 مراسم افطاری به مناسبت شب میلاد باسعادت کریم آل طاها
دیشب به مناسبت شب میلاد باسعادت کریم آل طاها امام حسن مجتبی (ع) در مسجد امام حسن (ع)شهرکرد مراسم افطاری و مولودی خوانی با شکوه خاصی برگزار گردید.

سلام بر غریب مدینه .. امام حسن مجتبی - ع - ..

در این مراسم که به همت پایگاه مقاومت بسیج امام حسن(ع)برگزار گردید مداح اهلبیت جناب آقای فاطمی به مولودیه خوانی پرداختند و نمازگزاران با افطاری مختصری روزه خود را در شب میلاد سراسر خیر و برکت کریم اهل بیت باز کردند.

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در دوشنبه هفدهم مهر 1385  |
 میلا امام حسن مجتبی (ع) مبارکباد
امام دوم شيعيان و يكي از پنج تن آل عباست. نخستين فرزند امام علي (ع) از فاطمة زهراء (س) و ملقّب به مجتبي است. تولّد آن حضرت در روز سه‌شنبه 15 رمضان سا ل 3 ه‍. ق در مدينه رخ داده و پيامبر اكرم (ص) او را بدين نام خوانده است.
  امام حسن (ع) شبيه‌ترين مردم به پيامبر (ص) بود و حضرت، او و برادر كوچكترش امام حسين (ع) را بسيار دوست مي‌داشت و آن دو را پاره ‌تن خود و گلهاي خوشبوي خويش و سرور جوانان بهشت مي‌خواند.
  امام حسن (ع) زيباروي، بزرگمنش، سخاوتمند و نيكوكار بود. به اتفاق همه مورّخان، كسي جز سخن راست از ايشان نشنيد و بلاغت و تبحّر ايشان در علم قرآن، حديث، كلام عرب و رواني طبع تا جايي بود كه معاويه، شاميان و طرفداران خود را از بحث و احتجاج با آن حضرت باز مي‌داشت.
  پس از شهادت پدر ارجمندش امام علي (ع)، مردم با ايشان بيعت كردند و پس از چهارماه و نيم حكومت در كوفه، براي رعايت حال جامعه اسلامي، در 26 ربيع الاول سال 41 ه‍. ق حكومت را به معاويه وانهاد و خود راهي مدينه شد. معاويه از راه همسر ايشان، جعده دختر اشعث بن قيس كندي امام را مسموم ساخت و در روز 28 صفر سال 50 ه‍. قـ به شهادت رساند. عمر حضرت در هنگام شهادت 47 يا 48 سال بود. قبر مطهّر آن امام در قبرستان بقيع در مدينه واقع است.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در دوشنبه هفدهم مهر 1385  |
 زن در اسلام> زن و ازدواج> آئين همسردارى
زن در اسلام> زن و ازدواج> آئين همسردارى

كتاب: زندگى اجتماعى از ديدگاه اسلام

نويسنده: دكتر احمد شلبى

ازدواج ـ انگيزه‏ها، هدفها و نظر اسلام

آيات صريح قرآن مبين اين است كه سرشت و طبيعت مخلوقات در اين جهان همسرگيرى و ازدواج است نه تنهايى و تنها زيستن. منشأ هستى انسان اين است كه خداوند آدم و سپس از همان جنس حوا را آفريد، تا همسرگيرى همراه با وجود يافتن و هستى انسان شروع شود. خداوند متعال فرموده است: «خداوند شما را از يك نفس آفريد و از آن همسر او را خلق كرد» . (1)

ازدواج بدين طريق جارى و همه عناصر هستى از انسان و حيوان تا گياه و ديگر چيزهايى كه نمى‏دانيم در برگرفت. خداوند بزرگ مى‏فرمايد: «از هر چيزى جفت آفريديم باشد كه به خود آييد» . (2) و «منزه است خدايى كه همه جفتها را چه آنچه از زمين مى‏رويد يا از (جنس) خودتان و چه آنچه نمى‏دانند، آفريد» (3) .

هنگامى كه قوم نوح نسبت به دعوت پيامبرشان نافرمانى كردند، سنت و فرمان الهى بر آن قرار گرفت كه طوفان آنان را در خود فرو برد، نوح از پروردگار خود دستور يافت كه در كشتى از هر چيز، جفتى را برگيرد خداوند متعال مى‏فرمايد: «پس در كشتى از هر چيز، جفتى قرار داده» (4) .

بيشتر محققان از اين جا درمى‏يابند كه همسرگيرى، يك سنت دقيق هستى و در سطحى وسيع جايگاه خود را در اجزاى هستى يافته، و هر نوع از موجودات را به دو نوع تقسيم نموده است و در هر نوعى با سرى مغاير با نوع ديگر تجلى نموده است. اين سنت الهى نتيجه خود را جز وقتى كه اين دو سر خلقت با يكديگر در آميزند، نمى‏دهد، و بدون اين آميزش، اين سنت الهى تعطيل مى‏شود و پيوسته اين جذبه ازلى، هر فرد از افراد اين دو جنس را به ديدار ديگرى مى‏خواند . (5)

هدفهاى ازدواج با اين سرشت هماهنگ بوده و اين هدفها در مورد مرد، نياز او را به زن و در مورد زن، نياز او را به مرد تكميل مى‏سازد، تا همان همسرگيرى كه بدان اشاره نموديم انجام گيرد. و اين مؤيد اين نظر آيه كريمه‏اى است كه بطور دقيق و روشن موضوع را توضيح مى‏دهد. خداوند بزرگ مى‏فرمايد: «و از نشانه‏هاى خداوند اين است كه براى شما از جنس خودتان همسرانى بيافريد تا بدانها آرامش گيريد و بين شما دوستى و شفقت قرارداد» (6) . اين آيه روشن مى‏كند كه هر يك از زن و شوهر، آرامش و قرار را در وجود ديگرى يافته، و ازدواج به دوستى و مهربانى و گذشت از يكديگر منجر مى‏شود.

اگر آنچه روان‏شناسان مى‏گويند درست باشد، دختر بيشتر به پدر و پسر بيشتر به مادر علاقه‏مند است، زيرا به طور طبيعى تمايل جنس نر به ماده و جنس ماده به نر بيشتر است و ازدواج مشروع اين تمايل را با پيوندهاى قوى و عميق تحقق مى‏بخشد، پيوندى كه اين آيه كريمه به توضيح آن پرداخته و مى‏فرمايد: «زنان براى شما همچون لباس و شما براى آنان اين چنين‏ايد» (7) .

حب بقاء، عاليترين هدفى است كه ازدواج موجب تحقق آن مى‏شود، چه اين كه انسان با علاقه‏اش به زندگى هر چه طولانيتر، مى‏داند كه به طور طبيعى در معرض فنا و نابودى است لذا مى‏كوشد بقاى خود را از طريق فرزندان و نوادگانش كه در حقيقت ادامه وجود او محسوب مى‏شوند، تأمين كند. و با تحقق بخشيدن به اين هدف، هستى، هميشه در آبادانى و عمران خواهد بود، خداوند تعالى مى‏فرمايد: «خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرارداد و از همسران‏تان، پسران و نوادگانى براى شما بيافريد» (8) .

يكى از هدفهاى ازدواج به جاى گذاشتن فرزندان است، فرزندان بهره‏اى از زندگى‏اند كه قرآن كريم آن را با دقيق‏ترين شكل به تصوير كشيده و مى‏فرمايد: «مال و پسران زينت زندگى دنيايند» . (9)

و در جايى ديگر مى‏فرمايد: «پروردگارا بما از همسران و فرزندان و دودمانمان، نور چشمانى عنايت كن» (10) .

پيغمبر (ص) فرزندان صالح را از بهترين چيزهايى كه پدر بجاى مى‏گذارد محسوب كرده، مى‏فرمايد : «آن گاه كه آدمى مى‏ميرد، عمل و كردار او در دنيا به جز از سه چيز قطع مى‏شود، علمى كه از آن سود برده شود، صدقه جاريه (انفاق هميشه پايدار) و فرزند صالحى كه براى او دعا كند.»

تشكيل خانواده با ازدواج آغاز مى‏شود و با تشكيل خانواده، مرد مسئوليتهاى وسيعتر و دقيقترى را مى‏پذيرد. محققان معتقدند ازدواج و فرزندان، تمرين تحمل مسؤوليتها و گامى براى پذيرفتن پيامدهاى وسيعتر آن در مقابل كشور و بلكه انسانيت است، بنابراين، مرد داراى خانواده نسبت به حفظ كشورش علاقه‏مندتر است، زيرا ريشه‏هاى عميقى در وطنش دارد. بر عكس، مردى كه خانواده و فرزندى ندارد داراى احساس عميقى در پذيرش مسؤوليت نسبت به كشور خود و انسانيت نمى‏باشد.

هنگامى كه فرانسه در جنگ دوم جهانى، مغلوب آلمان شد، «پتيان» (11) در ميان مردم كشورش فرياد زد: «آيا شما فرزند نمى‏خواهيد؟ آيا زندگى خانوادگى را ترك كرده و به دنبال شهوت رفته‏ايد، و آن را در هر جايى جستجو مى‏كنيد، توجه كنيد كه شهوت به چه سرنوشتى شما را سوق داده است؟!» .

با اين وصف پاره‏اى از مردم ازدواج را وسيله ارضاى تمايلات جنسى مى‏دانند و چه بسا ديگر هدفهاى ازدواج را به فراموشى سپرده‏اند و گاهى مردم را به اين كه كارهايشان حيوانى است وصف مى‏كنند، ولى ما مى‏گوييم اين وصف براى آنها رسا و بجا نيست، زيرا حيوانات هم در بيشتر موارد براى تكثير نسل و نه صرفا لذت‏جويى به اين امر مبادرت مى‏ورزند. بنابراين كسانى كه ازدواج را فقط براى اجابت ميل جنسى مى‏دانند، به درجه‏اى پايينتر از حيوان سقوط كرده‏اند عده‏اى ديگر كه آن را يك هدف مى‏دانند، گمراه‏ترند. آنان به تمايل جنسى به عنوان تنها هدف اصلى توجه مى‏نمايند و براى به دست آوردن آن به طريقى كه آن را آسانتر و سهلتر از ازدواج مى‏دانند اقدام مى‏كنند، آنها نمى‏دانند ره به كجا مى‏برند، در اين جا و آن جا لذت مورد نظر خود را مى‏جويند، و پس از برآوردن خواست شهوانى‏شان بار نوميدى و تباهى را به دوش مى‏كشند. آنان نمونه‏هايى هستند كه سزاوار است به نفع خود فرد و جامعه از بين روند. لذا شايسته است انسان براى رسيدن به مقاصد زيادى كه به آنها اشاره كرديم ازدواج كند تا از لذت مداومتر و طولانيترى برخوردار گردد، نه لذتى كه به لحظات رابطه جنسى محدود مى‏شود. پرسش ما از اين گروه اين است: وقتى كه نيروى جنسى ضعيف شده يا از بين برود چه حالى خواهند داشت؟ آنها جوابى ندارند جز اين كه بگويند: تنهايى و تباهى ... شخصى را مى‏شناسم كه از ازدواج بخاطر قبول مسؤوليت در برابر خواهرانى كه پدر برايش بجا گذاشته روى گردانده است، اوقات بيكاريش را با رفتن به باشگاهها و مسافرتها پر كرده و پيوسته دوستان عاقلش سر او فرياد مى‏كشيدند: براى وقت پيرى‏ات ازدواج كن، اين شخص هميشه مردد و دو دل بود اما خيلى زود خواهران با رفتن به خانه بخت او را تنها گذاشتند . بالا رفتن سن، علت ديگرى بود كه او را از ادامه خوشيها و مسافرتهايش بازداشت و چنين شد كه يك روز يا دو روز مى‏گذشت، ولى از خانه بيرون نرفته و كسى در خانه او را نمى‏زد .

بهتر است كمى بيشتر در باره لذت جنسى صحبت كنيم، لذتى كه همراه با نوع انسان است. برخى از دانشمندان آن را نيرنگ طبيعت نسبت به جنس مذكر و مؤنث مى‏دانند، زيرا فرزند، بزرگترين مسؤوليتى است كه پدر و مادر آن را به دوش مى‏كشند و باردارى و تولد و تربيت، بارسنگينى است كه پدر و مادر آنها را متحمل مى‏گردند. قرآن كريم به اين سختيها اشاره كرده، مى‏فرمايد : «انسان را به احسان نسبت به پدر و مادر سفارش كرديم، (زيرا) مادرش او را با زحمت حمل و با سختى وضع نمود در حالى كه مدت باردارى و شيرخوارگى او سى ماه است.» (12)

در آيه ديگرى مى‏فرمايد: «مادرش او را با رنج و ضعف حمل و در مدت شيرخوارگى او كه دو سال است زحمت او را پذيرفت» (13) و چه بسيار از مردم كه به قصد فرار از اين زحمات از ازدواج امتناع مى‏ورزند، لذا طبيعت نيرنگ خود را به كار مى‏برد همانند كارى كه شكوفه انجام مى‏دهد و زنبور عسل را به منظور عمل لقاح به سوى خود جذب مى‏كند. اين نيرنگ اين بار در همان لذتى است كه همراه با عمل جنسى است بدين جهت شايسته است انسان در اين نيرنگ زياده روى نكرده، آن را هدف قرار ندهد، زيرا حقيقتا هدف نيست.

ضمن آن كه غريزه جنسى را مى‏توان ناديده گرفت اين غريزه در انسان و حيوان موجود است حيوان به صورت نامنظم خواست آن را بر مى‏آورد بشر نخستين نيز اين خواست را به همين شكل اجابت مى‏كرد، ملت عرب و ديگر ملتها با عمل اشتراك در زن و يا تعدد شوهران ـ اگر بشود آنها را شوهران بناميم ـ آشنا بوده‏اند. در اين روزگار هر نوع روابط جنسى را مجاز و آزاد مى‏دانست و پرواضح است كه اين كار نابسامانيهاى بسيارى را در جامعه ايجاد مى‏كرد و در نهايت، زن، كه جاذبيت خود را از دست داده، تباه و معطل به سبب اين زندگى احمقانه باقى مى‏ماند، بچه‏اى كه نتيجه اين روابط بود نيز به همين وضع رها مى‏شد و پدرى نداشت تا مسؤوليت او را به دوش گيرد. و همه اديان موضوع ازدواج را براى نظم بخشيدن به اين غريزه به صورت قانونى، و رساندن انسان به درجه و مرتبه‏اى كه شايسته اوست، مطرح كرده‏اند، خداوند تعالى مى‏فرمايد: «براستى كه ما بنى‏آدم را عزت و كرامت بخشيديم» (14) بى‏شك جزئى از كرامت انسان اين است كه خداوند او را از درجه حيوانى و از حدود زندگى بدوى و ابتدايى كه به زندگى حيوانات نزديكتر است ارتقاء بخشد، ما در كتاب «اسلام» از مجموعه «مقايسه اديان» يادآور شده‏ايم كه دورى جستن از ازدواج در غرب و بسنده كردن به روابط جنسى بدون ازدواج رجعتى به زندگى بدوى و به وجود آورنده مصيبتى است كه خانواده و نسل بعد را مورد تهديد قرار مى‏دهد. از روابط نامشروع و آنچه آن را (مادر دوشيزه) يا شوهر نكرده مى‏نامند، هزاران فرزند به وجود آمده كه پدرى براى خود نمى‏شناسند. آمارهاى رسمى بيانگر اين نكته‏اند كه در ميان هر نه كودك متولد شده در لندن، در 1960 يك كودك متعلق به مادرى است كه ازدواج نكرده است و اين عددى بس بزرگ است. اين آمارها نشان مى‏دهند تعداد اين گونه متولدين در لندن و در همان سال 57368 كودك است. (15)

از اين جا روشن مى‏شود ازدواج همان گونه كه براى فرد لازم است براى جامعه نيز يك ضرورت است.

اين موضوع ما را وا مى‏دارد، مدعى شويم: اگر انسان به ازدواج نيازمند و قادر به تشكيل خانواده باشد، اين امر يك تكليف واجب است. خداوند متعال مى‏فرمايد: «افراد بى‏همسر و بندگان و كنيزان صالح خود را تزويج كنيد» (16) . قرطبى اين آيه را اينچنين تفسير كرده، مى‏گويد: «كسانى از خود را كه همسرى ندارند همسر دهيد زيرا اين راه حفظ پاكدامنى است.» (17)

اما اگر مرد مسلمانى قادر به هزينه‏هاى ازدواج نبوده و تمايلات جنسى او شعله‏ور گردد، پيامبر (ص) علاج او را براى متوقف ساختن اين ميل و سركوب نكردن آن، چنين بيان مى‏فرمايند : «اى جوانان هر يك از شما كه توانايى تهيه خانه و زندگى دارد بايد ازدواج نمايد و هر كسى اين توانايى را ندارد، پس بر اوست كه روزه بگيرد، زيرا روزه درمان و جلوگير اوست» ولى شخصى كه قادر به ازدواج و بدان نيازمند بوده و ازدواج نكند گناهكار و عاصى است، آن حضرت مى‏فرمايد: «هر كه را تمكن ازدواج باشد و ازدواج نكند از من نيست» همچنين مى‏فرمايند اگر مسلمانى از خود، نسبت به تحمل مشقت و سختى مطمئن باشد، ازدواج بر او واجب نيست، بلكه بنا به مقتضاى حال، نظير ميل يا عدم آن و فقر و غنايش ازدواج براى او مستحب يا مباح است (18) .

در اسلام روى گرداندن از ازدواج به عنوان جلوه‏اى از جلوه‏هاى تقرب به خدا و پرهيزكارى محسوب نشده است، چه اين كه پيامبر (ص) فرموده‏اند: «در دين من ترك زنان و نخوردن گوشت و گوشه‏نشينى (زندگى در صومعه) وجود ندارد» .

اين موضوع حقيقت دارد كه گروهى نزد همسران پيامبر (ص) آمده تا از طريق آنان از انواع عبادتهايى كه پيامبر (ص) انجام مى‏دهد اطلاع پيدا كنند و دليلى را كه خداوند به سبب آن گناهان گذشته و آينده آن حضرت را بخشيده است، بدانند. نقل شده است آنها در ابتدا شروع به اظهار آمادگى خود براى چشم‏پوشى از لذتهاى زندگى كرده و گمان مى‏كردند اين كار آنان را به خداوند نزديك و مقرب خواهد ساخت. يكى از آنان گفت: من هرگز گوشت نمى‏خورم، ديگرى گفت من هرگز با زنان ازدواج نمى‏كنم سومى گفت من شبها را به عبادت و بيدارى مى‏گذرانم و به رختخواب نمى‏روم. هنگامى كه پيامبر (ص) از اين امر مطلع شد، به طرف ايشان رفت و فرياد برآورد: چه شده است كه مردمى چنين و چنان مى‏گويند، به خدا قسم من از شما نسبت به خداوند ترسانتر و پرهيزكارترم. اما من روزه مى‏گيرم، افطار مى‏كنم، شبها عبادت مى‏كنم، مى‏خوابم، گوشت مى‏خورم و با زنان ازدواج مى‏كنم پس هر كه سنت مرا ترك گويد، از من نيست .

بدين ترتيب ملاحظه مى‏شود اسلام از مسيحيت بسيار فاصله دارد. چه اين كه مسيحيت پيروانش را به ترك ازدواج واداشته و جز به هنگام ترس از ارتكاب زنا، آن را جايز نمى‏داند متى به نقل از عيسى (ع) مى‏گويد: (اهل ايمان) خواجگانى هستند كه از مادر اين چنين متولد شده‏اند و خواجگانى كه مردم آنان را عقيم كرده‏اند و خواجگانى كه خويش را براى رسيدن به ملكوت آسمانها عقيم كرده‏اند، هر كس بتواند بپذيرد بايد بپذيرد. (19) و پولس در شرح اين نكته مى‏گويد: براى مرد پسنديده آن است كه به زنى دست نزند اما به جهت دورى از زنا بايد كه هر مردى زنى... داشته باشد و هر زنى شوهرى...» . و در جاى ديگر مى‏خوانيم: «من به مردان و زنان مجرد مى‏گويم تجرد برايشان خوب است، اگر مانند من خوددار باشند، ولى اگر نتوانند مانع خود شوند بايد كه ازدواج كنند زيرا ازدواج بهتر از سوختن در آتش بسبب زنا است» (20) .

به تأثير از همين تعليمات، مجمع «الويرا»«~ (ELVIRA) ~»در اسپانيا، در قرن چهارم ميلادى بيانيه‏اى صادر و در آن ازدواج و هرگونه ارضاء ميل جنسى را براى ارباب كليسا تحريم كرد و در اواخر قرن يازدهم پاپ گريگورى هفتم، دستور لزوم مجرد ماندن و تحريم ازدواج براى همه كشيشان و راهبان از بزرگ تا كوچك را صادر كرد، تا مبادا «صفات روحانى آنان با روابط جنسى آلوده شود» . اين بيانيه در آغاز و در بسيارى از مناطق مسيحى‏نشين با برخورد شديدى مواجه شد ولى هنوز قرن سيزدهم به پايان نرسيده بود كه به صورت يك قانون مسلم در كليساى كاتوليك درآمد، و در مورد همه كشيشان و راهبان مرد و زن لازم الاجرا دانسته شد (21) .

پى‏نوشت‏ها:

1 ـ ترجمه سوره نساء آيه اول.

2 ـ ترجمه سوره ذاريات، آيه .49

3 ـ ترجمه سوره يس، آيه .36

4 ـ ترجمه سوره مؤمنون، آيه .27

5 ـ به منهاج الاسلام فى الزواج و الطلاق تأليف استاد البهى الخولى، ص 10 مراجعه نماييد .

6 ـ ترجمه سوره روم، آيه .21

7 ـ ترجمه سوره بقره، آيه .187

8 ـ ترجمه سوره نحل، آيه .72

9 ـ ترجمه سوره كهف، آيه .46

10 ـ ترجمه سوره فرقان، آيه .74

11 ـ فيليپ پتيان (1856 ـ 1951) از برجسته‏ترين فرماندهان فرانسه در جنگ جهانى دوم بويژه نبرد فردون مى‏باشد.

12 ـ ترجمه سوره احقاف، آيه .15

13 ـ ترجمه سوره لقمان، آيه .14

14 ـ ترجمه سوره اسراء، آيه .70

15 ـ كتاب اسلام (چاپ چهارم)، ص .220

16 ـ ترجمه سوره نور، آيه .32

17 ـ تفسير قرطبى ذيل همين آيه مباركه.

18 ـ ابن رشد، بداية المجتهد و نهاية المقتصد، ج 2، ص .3

19 ـ متى 19: .12

20 ـ كورنئوس الاول 177: 2 و 8 ـ .9

21 ـ مؤلف همين كتاب، المسيحية (چاپ چهارم)، ص .126

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در شنبه پانزدهم مهر 1385  |
 بچه هیئتی و اینقدر بی بخار
بچه هیئتی و اینقدر بی بخار

بچه ها تا حالا که خیلی واقعا ما رو خجالت دادید با بازیدهای بسیارتون از وبلاگ هیئت به آقاکاظم احمدی هم گفتم که واقعا بچه ها اینقدر نظراتشون تو وبلاگ هیئت زیاده که ما دیگه اصلا نمی تونیم همه اونا رو بخونیم  بابا ایول بیاید حداقل هفته ای یه بار بازید کنید وگرنه ... نیومدیم که نیومدید اما هیئت رو دوشنبه ها فراموش نکنید.  

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در یکشنبه نهم مهر 1385  |
 هیئت و ماه رمضان
هیئت و ماه رمضان

به اطلاع کلیه برو بچ هیئتی برسونم که جلسات هیئت تو ماه رمضون

 همراه با مراسم افطاری خواهد بود

ان شاءاله عزیزان اگه قبل از ماه زمضون هم نمیومدن این ماه بیانو تو مراسم افطاری  واگر هم توفیق بود بعدشم باشن چون میدونید که ماه رمضون ماه میههمانی خداستو سفره های خدا هم پهن است.

التماس دعا 

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در یکشنبه نهم مهر 1385  |
 مهدی موعود

Image hosting by TinyPic

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در پنجشنبه ششم مهر 1385  |
 هیئت محبان المهدی

Image hosting by TinyPic

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در پنجشنبه ششم مهر 1385  |
 « روزه داری، پرهیزکاری و قرب الهی »

« روزه داری، پرهیزکاری و قرب الهی »

"یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تـتـقون"

"ای کسانی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما واجب شده است، همانگونه که بر اقوام قبل از شما واجب شده بود، تا پرهیزکار شوید."

(سوره بقره آیه 183)

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در دوشنبه سوم مهر 1385  |
 اعمالي‌ كه‌ در شب‌هاي‌ ماه‌ رمضان‌ بايد به‌جا آورد

اعمالي‌ كه‌ در شب‌هاي‌ ماه‌ رمضان‌ بايد به‌جا آورد

حجت الاسلام نقویان

رفتار و اعمال‌ شبهاي‌ رمضان‌ در چند امر است‌، اول‌:افطار و مستحب‌ است‌ كه‌ پس‌ از نماز مغرب‌، افطار كند مگر آن‌ كه‌ ضعف‌ بر او غلبه‌ كرده‌ باشد يا جمعي‌ منتظر او باشند، دوم‌:آنكه‌ افطار كند با چيز پاكيزه‌ از حرام‌ و شبهاست‌ و بهتر آنست‌ كه‌ به‌ خرماي‌ حلال‌ افطار كند و به‌ خرما و به‌ آب‌ و به‌ رطب‌ و به‌ حلوا و به‌ نبات‌ بر آب گرم‌، به‌ هر كدام‌ كه‌ افطار كند نيز خوبست‌، سوم‌:آن‌ كه‌ در زمان‌ افطار دعاهاي‌ وارده‌ آن‌ را بخواند از جمله‌ آن‌ كه‌ بگويد اللهم‌ لك‌ صمت‌ و علي‌ رزقك‌ افطرت‌ و عليك‌ توكلت‌ (خدايا براي‌ تو روزه‌ داشتم‌ و به روزي‌ تو افطار كنم‌ و بر تو توكل‌ دارم‌)تا خدا عطا كند به‌ او ثواب‌ هر كسي‌ را كه‌ در اين‌ روز روزه‌ داشته‌ و اگر دعاي‌ اللهم‌ رب‌ النور العظيم‌ (خدايا پروردگار نور عظيم‌)را كه‌ سيد كفعمي‌ روايت‌ كرده‌اند بخواند فضيلت‌ بسيار دارد.روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ حضرت‌ علي‌ (ع‌)هرگاه‌ مي‌خواست‌ افطار كند.مي‌فرمود:بسم ا...اللهم‌ لك‌ حمنا و علي‌ رزقك‌ افطرنا فتقبل‌ حنا انك‌ انت‌ السميع‌ العليم‌ (به‌ نام‌ خدا، خدايا براي‌ تو روزه گرفتيم‌ و به‌ روزيت‌ افطار كرديم‌ بپذير از ما زيرا تو شنوا و دانايي‌...)چهارم‌:در لقمه‌ اول‌ بگويد:بسم‌ا...الرحمن‌ الرحيم‌ يا واسع‌ المغفره‌ اغفرلي‌ (به‌ نام‌ خداوند بخشاينده‌ و مهربان‌اي‌ وسيع‌ آمرزش‌ بيامرز مرا)تا خدا او را بيامرزد.
در آخر هر روز از روزهاي‌ ماه‌ رمضان‌، خدا هزار هزار كس‌ را از آتش‌ جهنم‌ آزاد مي‌كند، پس‌ از حق تعالي‌ بخواه‌ كه‌ تو را يكي‌ از آنها قرار دهد، پنجم‌ در وقت‌ افطار سوره‌ قدر بخواند، ششم‌:در وقت‌ افطار صدقه‌ دهد و افطار دهد روزه‌داران‌ را اگر چه‌ به‌ چند دانه‌ خرما يا شربتي‌ آب‌ باشد...رسول‌ (ص‌)مي‌فرمايد:كسي‌ كه‌ افطار دهد روزه‌ داري‌ را از براي‌ او خواهد بود مثل‌ اجر آن‌ روزه‌دار بدون‌ آن‌ كه‌ از اجر او چيزي‌ كم‌ شود و هم‌ از براي‌ او خواهد بود مثل‌ آن‌ عمل‌ نيكويي‌ كه‌ به‌ جا آورد آن‌ افطار كننده‌، به قوه‌ آن‌ طعام‌...آيت‌ ا...علامه‌ حلي‌ در رساله‌ سعديه‌ از حضرت‌ صادق‌ (ع‌)نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمود:هر مومني كه‌ اطعام‌ كند مومني‌ را لقمه‌اي‌ در ماه‌ رمضان‌ بنويسد حق‌ تعالي‌ براي‌ او اجر كسي‌ كه‌ سي‌ بنده‌ مومن‌ آزاد كرده‌ باشد و از براي‌ او باشد نزد حق‌ تعالي‌ يك‌ دعاي‌ مستجاب‌ هفتم‌:در هر شب‌ خواندن‌ هزار مرتبه‌ انا انزلنا وارد است‌.هشتم‌:در هر شب‌ صد مرتبه‌ سوره‌ «حاميم‌ دخان‌»را بخواند.


 

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در دوشنبه سوم مهر 1385  |
 درباره ماه رمضان

درباره ماه رمضان

رمضان اسمی از اسماء الهي مي باشد و نبايست به تنهائي ذکر گردد مثلا بگوئيم ، رمضان آمد يا رفت، بلکه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعني ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام ) گوش فرا مي دهيم. رمضان از اسماء الله است هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم. فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1) امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است). واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان. و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است. در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد: آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد . اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در دوشنبه سوم مهر 1385  |
 اسلام جهانی شدن و پیامدهای فرهنگی آن 1

اسلام جهانی شدن و پیامدهای فرهنگی آن 1

مقالات

ما در زمانی زندگی می‌‌كنیم كه با تحولات جهانی پیچیده‌ای روبرو هستیم و پدیده‌های فكری جدیدی ما را احاطه كرده‌اند كه در بسیاری از زمینه‌ها این پدیده‌ها و تحولات ما را با چالش‌های مختلفی مواجه ساخته‌اند. از جمله این پدیده‌های فرهنگی معاصر‌، پدیده و فرآیند جهانی شدن می‌‌باشد كه از نتایج دوران مدرنتیه  توسعه و پیشرفت فن‌آوری اطلاعات است. پدیده جهانی شدن بدلیل تأثیرات فراوانی كه بر فرهنگ اقتصاد و سیاست كشورها و ملتها داشته و دارد از اهمیت بسیاری برخوردار می‌‌باشد به همین جهت در این مقاله سعی شده است تا به كمك روش توصیفی – تحلیلی ابعاد و زوایای پدیده جهانی شدن و دیدگاه اسلام در برابر آن مورد تحقیق و بررسی بیشتر قرار بگیرد.

ادامه ...

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385  |
 معناي حسين (ع) در نظر انديشمندان جهان

معناي حسين (ع) در نظر انديشمندان جهان
 


 

مى‏نويسند زيبايى ، آدرس خانه خدا است و حسين يعنى زيبا كه از حسن و زيبايى صادر مى‏شود . اگر زيبايى با آزادگى ممزوج شود، تنديسى جاودان خواهد ساخت كه نظيرى براى آن نتوان يافت.

در اين گلگشت مى‏خواهيم درباره كسى بنويسيم كه به قول عقاد پيامبرش او را «سرور جوانان بهشتى‏» ناميد؛او را به «پسر من‏» خطاب مى‏كرد و درباره‏اش مى‏فرمود: «آيا نمى‏دانى كه گريه‏اش مرا مى‏آزارد.»

haram

عظمت واقعه عاشورا و قهرمانانش چنان است كه بسيارى از متفكران جهان آن را ستوده، درباره‏اش سخنان نغز گفته‏اند. با توجه به حوصله اين نوشتار توجه به نمونه‏هايى از آن سودمند مى‏نمايد:

كاپيتان هانيبلت:

آن شب (شب عاشورا) هنگامى كه آتش اردوها در اطراف او در بيابان برق مى‏زد، پيروان خويش را به اطراف خود جمع كرد و طى يك سخنرانى طولانى و قلب نواز با آنها سخن گفت و بيعت‏ خود را از آنها برداشت؛ آنها را از اتفاقات صبح فردا آگاه كرد و فرمود: يقينا قتل عام انجام خواهد شد و كسانى كه با من بمانند يقينا شهيد خواهند شد . سپس عمل بسيار زيبايى انجام داد كه نشانه آگاهى كامل او از ضعف بشرى و قدرت روح  فداكارى وى و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود . تمام چراغ‏هاى اردو را خاموش كرد و سپس به پيروان خود گفت: هر كس جرات و قلب ايستادگى و شهادت را در خود نمى‏بيند، در تاريكى به طور ناشناس و بدون خجلت ‏برود. صبح روز عاشورا، در حالى كه ابرهاى ارغوانى در آسمان شرق جمع مى‏شد، تمام ياران آن شب با ايمان دور امام را گرفتند و همگى آماده مرگ و شهادت بودند.(1)

جرح جرداق (مسيحى):

فرق على (ع) با معاويه اين است كه اصحاب معاويه فريفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى ياران امام على (ع) فريفته اخلاق و فضيلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پديدار بود كه وقتى يزيد مردم را تشويق به قتل امام حسين (ع) و مامور به خونريزى مى‏كرد، ياران يزيد مى‏گفتند: «كم تهب لنا؛ يعنى چقدر و چه مبلغ مى‏دهى تا او را بكشيم‏» اما انصار امام حسين (ع) به او مى‏گفتند: «يا حسين نموت معك؛ ما با تو هستيم و با تو مى‏ميريم .» از جمله حبيب اين پير حافظ قرآن به امام حسين (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شويم، سوزانده شويم و پراكنده شويم و سپس جمع شويم و از نو زنده شويم، باز مى‏خواهيم در ركاب تو جنگ كنيم و كشته شويم .(2)

ونستان (امريكايى):

تا وقتى مسلمانان مثلث جاودانه‏اى چون: قرآن كه تلاوت شود و پيام‏هايش پيروى گردند، كعبه‏اى كه قصد شود و ايجاد همدلى و وحدت كند و حسينى كه ياد شود و از او الهام گرفته شود دارند، هيچ كس قدرت نفوذ و تسلط كامل بر آنها را نخواهد داشت. (3)

عباس محمد عقاد (مصرى):

جنبش امام حسين (ع) و رفتن او از مكه به سوى كشور عراق حركتى نيست كه با سنجش حوادث امروز و با پيش آمدهاى روزانه معمولى به آسانى بتوان در آن قضاوت كرد؛ زيرا جنبش امام حسين (ع) يكى از بى ‏نظيرترين  جنبش‏هاى تاريخى است كه تاكنون در زمينه دعوت‏هاى دينى و يا نهضت‏هاى سياسى پديدار شده است . (4)

ماربين (آلمانى):

امام حسين بن على (ع) كه از دختر محبوب پيامبر (ص) فاطمه (س) متولد شد، تنها كسى است كه در چهارده قرن پيش دربرابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد . . . موضوعى را كه نمى‏توان ناديده گرفت اين است كه حسين (ع) اول شخص سياستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنين سياست مؤثرى اختيار ننموده است . حسين (ع) به شعار هميشگى خود مى‏گفت: من در راه حق و حقيقت كشته مى‏شوم و دست‏ به ناحق نخواهم داد. (5)

علامه علائلى، (نويسنده مصرى):

تاريخ هر ملتى واقعا تاريخ بزرگان آن است . پس هر ملتى كه رجال بزرگ ندارد تاريخ سترگ ندارد يا اصلا تاريخش شايسته نگارش نيست؛ و ما چون حسين (ع) را ميان رجال تاريخ داريم نه تنها بزرگوارى را مانند رجال تاريخى ديگر در نظر داريم، بلكه بزرگترين رجال تاريخ است كه همه را كوچك كرده و شخصيت ‏خود را سرمقاله همه آنان پديد آورده و اين عجيب نيست؛ زيرا همه مردان عالم را كه تاريخ شناخته، عمر خود را در تحصيل مجد و بزرگوارى زمين صرف كرده‏اند؛ ولى حسين (ع) مجد آسمان را طلبيد و جان خود را فداى آن كرد. (6)

ya  hoseyn

دكتر طه حسين (مصرى):

ابن زياد چنان مى‏پنداشت كه با كشتن حسين (ع) فتنه را ريشه كن و شيعه را نوميد خواهد ساخت و به اين ترتيب آنان را وادار خواهد كرد كه دست از آرزوها بشويند و به آنچه ناچار بايد به آن گردن نهند سرفرود آورند . ابن زياد فتنه را گداخته‏ تر كرد و كار بد او كارهاى بد ديگرى را سبب شد و خون‏هاى ريخته شده و شكنجه‏هايى كه به كودكان و زنان داده شد همه بر خلاف آن چه ابن زياد مى‏خواست نتيجه به بار آورد.(7)

ابن ابى الحديد معتزلى (شارح معروف نهج البلاغه) در خصوص واقعه كربلا، مى‏نويسد:

سرور مردانى كه داراى حس امتناع بودند، آن كسى كه حميت‏ به مردم آموخت و به آنان فهماند كه زير سايه شمشير مردن از پستى و مذلت ‏بهتر است، حسين بن على (ع) است . به او و يارانش پيشنهاد امان شد، وليكن نپذيرفت و زير بار ذلت نرفت و فرمود: آگاه باشيد كه ناكس فرومايه‏اى به من اتمام حجت فرستاده و مرا ميان كشته شدن و تسليم شدن مخير ساخته، ليكن ذلت از حضرت من دور است . نه خدا راضى است كه من ذليل شوم نه پيامبرش و نه مردان با ايمان دنيا و نه آن دامن پاكى كه مرا پرورش داده و نه آن روح با مناعت كه من دارم . من هرگز طاعت لئيمان را بر كشته شدن به شرافت ترجيح نخواهم داد .

پي نوشت ها:

1- نور دانش، سال 2، شماره 3، ص‏6 .

2- حسين پيشواى انسانها، م . اكبرزاده .

3- زندگانى اميرالمؤمنين على (ع)، عماد زاده .

4- الامام الحسين ابوالشهداء، عباس محمود عقاد، ترجمه محمد كاظم معزى .

5- على (ع) و دو فرزند بزرگوارش، طه حسين، ترجمه احمد آرام، ج‏2.

6- واقعه كربلا، عباس محمود عقاد، ترجمه مسعود انصارى .

7- سلسله سخنرانى 79-

ya hoseyn

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385  |
 امام حسين (ع) و ياران او

امام حسين (ع) و ياران او

امام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد. رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد وي مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسين مني و انا من حسين....» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علي بن ابي طالب (ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود. در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» شركت داشت.پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن علي (ع) رسيد همچون سربازي مطيع رهبر و مولاي خويش و همراه برادر بود پس از انعقاد پيمان صلح (صلح امام حسن (ع) با معاويه حاكم شام) با برادرش و بقيه اهل بيت (ع) از كوفه به مدينه آمدند. با شهادت امام مجتبي (ع) در سال 49 يا 50 هجري (كه به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قيس الكندي مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسيد. معاويه با توطئه به ازدواج درآوردن يزيد با جعده اين كار را تدارك ديد). بار امامت به دوش سيدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين (ع) همواره يكي از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاي معاويه و دستگيريها و قتلهاي او بود و نامه هاي متعددي در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدي و يارانش و عمروبن حمق خزاعي كه از وفاداران به علي (ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال حسين بن علي (ع) يكي از محورهاي وحدت شيعه و از چهره هاي برجسته و شاخصي بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموي (حكومتي كه از سال 41 هجري با معاويه اولين خليفه اموي شروع مي شود و تا سال 132 هجري ادامه مي يابد) از نفوذ شخصيت او بيم داشت با مرگ معاويه در سال 60 هجري يزيد به والي مدينه نوشت كه از امام حسين (ع) به نفع او بيعت بگيرد اما سيدالشهداء كه فساد يزيد و بي لياقتي او را مي دانست، از بيعت امتناع كرد و براي نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مي انجاميد، راه مبارزه را پيش گرفت از مدينه به مكه هجرت كرد و در پي نامه نگاريهاي كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براي آمدن به كوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامه هايي براي شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجري از مكه به سوي عراق حركت كرد.

پيمان شكني كوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوي كوفه مي رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت. تسليم نيروهاي يزيد نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسيد. از آن پس كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگي شد و كشته شدن وي سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدانهاي خفته گرديد.(1)

خون او تفسيراين اسرار كرد         ملت خوابيده را بيدار كرد(2)

ـ اصحاب شهادت طلب و با وفاي سيدالشهداء‌(ع) نمونه بارز آگاهي، ايمان، شجاعت و فداكاري بودند .... آنان كه در ركاب سيدالشهداء به فيض شهادت رسيدند جمعي از بني هاشم بودند. جمعي از مدينه با آن حضرت آمده بودند، ‌برخي در مكه در طول راه به وي پيوستند. برخي هم از كوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهيد بپيوندند. كساني هم در راه نهضت حسيني، پيش از عاشورا شهيد شدند،‌كه آنان نيز جزء اصحاب او به شمار مي آيند. (چون مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر صيداوي و ...) (3)

ـ مدت قيام امام حسين (ع) از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد (12 روز در مدينه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بين راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از 2 تا 10 محرم) (4)

1-(فرهنگ عاشورا/ جواد محدثي/ ص 147. 148)

2-علامه اقبال لاهوري

3- (پيام آور عاشورا/ مهاجراني/ ص 11)

 4- (فرهنگ عاشورا/ جواد محدثي/ ص 32)

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385  |
 ............. و او خواهد آمد

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

خواهی آمد ای سوار سبزپوش لحظه هایم را بهاری می کنی...

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385  |
 حضرت على اكبر"ع"

حضرت على اكبر"ع"

فرزند بزرگ سيد الشهدا و شبيه پيامبر كه روز عاشورا فداى دين شد.مادر حضرت على اكبر(ع) ، ليلا دختر ابى مره بود.در كربلا حدود 25 سال داشت.سن او را 18 سال و 20 سال هم گفته اند.او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. حضرت على اكبر (ع) شباهت بسيارى به پيامبر داشت،هم در خلقت،هم در اخلاق و هم در گفتار، به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين"ع"چهره به آسمان گرفت و گفت:"اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه..." .

شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او،در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد.سخنان و فداكاريهايش دليل آن است.وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه"قصر بنى مقاتل"گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى"انا لله و انا اليه راجعون" گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مى‏گويد اين كاروان به سوى مرگ مى‏رود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود:چرا. پس گفت:"فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين"پس باكى از مرگ در راه حق نداريم!

روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مى‏رفت،امام حسين"ع"در سخنانى سوزناك به آستان الهى،آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود.

پيكار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت. به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد:
"قتل الله قوما قتلوك..."و تكرار مى‏كرد كه:"على الدنيا بعدك العفا".و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر (ع)، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين"ع"دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين"ع" قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد.

الگوى شجاعت و ادب،اكبر در دانه فاطمى نسب،اكبر
فرزند يقين ز نسل ايمان بود پرورده دامن كريمان بود
آن يوسف حسن،ماه كنعانى‏ در خلق و خصال،احمد ثانى
آن شاهد بزم، سرو قامت بود دريا دل و كوه استقامت بود
آن دم كه لباس رزم مى‏پوشيد از كوثر عشق، جرعه مى‏نوشيد
از فرط عطش فتاده بود از تاب‏ گرديد ز دست جد خود سيراب‏
در راه خدا ذبيح دين گرديد بر حلقه عاشقان نگين گرديد
داغش كمر حسين را بشكست‏ با خون سرش حناى خونين بست‏
ديباچه داستان حق،اكبر قربانى آستان حق،اكبر(7)


پى‏نوشتها:
1- حياة الامام الحسين،ج 3،ص 245 و مقاتل الطالبيين.
2- بحار الأنوار،ج 45،ص .43
3- اعيان الشيعه،ج 8،ص .206
4- حياة الامام الحسين،ج 3،ص .248
5- از جمله براى شرح حال او ر.ك:"على الاكبر"از عبد الرزاق الموسوى،چاپ 1368 قمرى،نجف،146 صفحه.
6- فرهنگ عاشورا صفحه 322 / جواد محدثى‏
|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385  |
 ‏علي ابن الحسين ابن علي ابن ابيطالب

علي ابن الحسين ابن علي ابن ابيطالب

معروف به علي اكبر عليه السلام

 

 

زندگي نامه علي اكبر (ع)

حضرت علي اكبر (ع) فرزند ابي عبدالله الحسين(ع) بنا به روايتي در يازدهم شعبان، (1) سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود.

پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب (ع) و مادر محترمه اش ليلي بنت ابي مرّه بن عروه بن مسعود ثقفي است.(2)

او از طايفه خوش نام و شريف بني هاشم بود . و به بزرگاني چون پيامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و امام حسين (ع) نسبت دارد . ابوالفرج اصفهاني از مغيره روايت كرد: روزي معاويه بن ابي سفيان به اطرافيان و هم نشينان خود گفت: به نظر شما سزاوارترين و شايسته ترين فرد امت به امر خلافت كيست؟ اطرافيان گفتند: جز تو كسي را سزاوارتر به امر خلافت نمي شناسيم! معاويه گفت: اين چنين نيست. بلكه سزاوارترين فرد براي خلافت، علي بن الحسين(ع)است كه جدّش رسول خدا(ص) مي باشد و در وي شجاعت و دليري بني هاشم، سخاوت بني اميه و فخر و فخامت ثفيف تبلور يافته   است. (3)

نقل است روزي علي اكبر(ع) به نزد والي مدينه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پيغامي را خطاب به او ميبرد، در آخر والي مدينه از علي اكبرسئوال كرد نام تو چيست؟ فرمود: علي سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علي آن شخص عصباني شد، و چند بار گفت: علي، علي، علي، « ما يُريدُ اَبُوك؟ » پدرت چه مي خواهد، همه اش نام فرزندان را علي مي گذارد، اين پيغام را علي اكبر(ع) نزد اباعبدالله الحسين (ع) برد، ايشان فرمود: والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به  من عنايت كند نام همه ي آنها را علي مي گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نمايد نام همه ي آنها را نيز فاطمه مي گذارم.

 درباره شخصيت علي اكبر(ع) گفته شد، كه وي جواني خوش چهره، زيبا، خوش زبان و دلير بود و از جهت سيرت و خلق و خوي و صباحت رخسار، شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگي را از جدش علي ابن ابي طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود. (4)

 

 

در روايتي به نقل از شيخ جعفر شوشتري در كتاب خصائص الحسينيه آمده است: اباعبدالله الحسين هنگامي كه علي اكبر را به ميدان مي فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود: « يا قوم، هولاءِ  قد برز عليهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... اي قوم، شما شاهد باشيد، پسري را به ميدان مي فرستم، كه شبيه ترين مردم از نظر خلق و خوي و منطق به رسول الله (ص) است بدانيد هر زمان ما دلمان براي رسول الله(ص) تنگ مي شد نگاه به وجه اين پسر مي كرديم.

بنا به نقل ابوالفرج اصفهاني، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومين خليفه راشدين) ديده به جهان گشود. (5)     اين قول مبتني بر اين است كه وي به هنگام شهادت بيست و پنج ساله بود. در برخي روايات هم سن ايشان را 28 ساله ذكر كرده اند، وي در مكتب جدش امام علي بن ابي طالب (ع) و در دامن مهرانگيز  پدرش امام حسين(ع) در مدينه و كوفه تربيت و رشد و كمال يافت.

امام حسين (ع) در تربيت وي و آموزش  قرآن ومعارف اسلامي و اطلاعات سياسي و اجتماعي به آن جناب تلاش بليغي به عمل آورد و از وي يك انسان كامل و نمونه ساخت و شگفتي همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگيخت.

به هر روي علي اكبر(ع) در ماجراي عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در كنار پدرش امام حسين(ع)بود و با دشمنانش به سختي مبارزه مي كرد. شيخ جعفر شوشتري در خصائص نقل مي كند: هنگامي كه اباعبد الله الحسين عليه السلام در كاروان خود حركت به سمت كربلا مي كرد، حالتي به حضرت(ع) دست داد بنام نوميه و در آن حالت مكاشفه اي براي حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت كه خارج شد استرجاع كرد: و فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون » علي اكبر(ع) در كنار پدر بود، و مي دانست امام بيهوده كلامي را به زبان نمي راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودي؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان ديدم اين كاروان مي رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علي اكبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نيستيم؟ حضرت فرمود: آري ما بر حق هستيم. علي اكبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باكي نداريم،

گفتني است، با اين كه حضرت علي اكبر(ع) به سه طايفه معروف عرب پيوند و خويشاوندي داشته است، با اين حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهيان يزيد، هيچ اشاره اي به انتسابش به بني اميه و ثفيف نكرد، بلكه هاشمي بدون و انتساب به اهل بيت(ع) را افتخار خويش دانست و در رجزي چنين سرود:

أنا عَلي بن الحسين بن عَلي نحن  بيت الله آولي يا لنبيّ

أضربكَم با لسّيف حتّي يَنثني ضَربَ غُلامٍ هاشميّ عَلَويّ

وَ لا يَزالُ الْيَومَ اَحْمي عَن أبي تَاللهِ لا يَحكُمُ فينا ابنُ الدّعي

وي نخستين شهيد بني هاشم در روز عاشورا بود و در زيارت شهداي معروفه نيز آمده است: السَّلامُ عليكَ يا اوّل قتيل مِن نَسل خَيْر سليل. (7)     

علي اكبر(ع) درنبرد روز عاشورا دويست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاكت رسانيد و سرانجام مرّه بن منقذ عبدي بر فرق مباركش ضربتي زد و او را به شدت زخمي نمود. آن گاه ساير دشمنان، جرأت و جسارت پيدا كرده  و به آن حضرت هجوم آوردند و وي را آماج تيغ شمشير و نوك نيزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانيدند.

 

 

امام حسين(ع) در شهادتش بسيار اندوهناك و متأثر گرديد و در فراقش فراوان گريست و هنگامي كه سر خونين اش را در بغل گرفت، فرمود: ولدي علي عَلَي الدّنيا بعدك العفا. (8)

(فرز ندم علي ،ديگر بعد از تو اف بر اين دنيا)

در مورد سنّ شريف وي به هنگام شهادت، اختلاف است. برخي مي گويند هجده ساله، برخي مي گويند نوزده ساله  و عده اي هم مي گويند بيست و پنج ساله بود. (9)

اما از اين كه وي از امام زين العابدين(ع)، فرزند ديگر امام حسين(ع) بزرگتر يا كوچك تر بود، اتفاقي ميان مورخان و سيره نگاران نيست. روايتي از امام زين العابدين(ع) نقل شده كه دلالت دارد بر اين كه وي از جهت سن كوچك تر از علي اكبر(ع) بود. آن حضرت فرمود: كان لي اخ يقال له عليّ اكبر منّي قتله الناس ... (10) مقبره حضرت علي اكبر عليه السلام  در كربلاي معلي پايين پاي اباعبدالله الحسين عليه السلام است و در سلام زيارت عاشورا منظور از و علي علي ابن الحسين آقا علي اكبر عليه السلام مي باشد.

 

پي نوشت ها:

1.     مستدرك سفينه البحار (علي نمازي)، ج 5، ص 388.

2.     أعلام النّساء المؤمنات (محمد حسون و امّ علي مشكور)، ص 126؛ مقاتل الطالبين (ابوالفرج اصفهاني)، ص 52.

3.     مقاتل الطالبين، ص 52؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج 1، ص 373 و ص 464.

4.     منتهي الامال ، ج 1، ص

5.     مقاتل الطالبين، ص 53.

6.     منتهي الآمال، ج 1، ص 375؛ الارشاد (شيخ مفيد)، ص 459

7.     منتهي الآمال، ج 1، ص 375

8.     همان

9.     همان و الارشاد، ص 458

10. نسب قريش (مصعب عبن عبدالله زبيري)، ص 85، الطبقات الكبري (محمد بن سعد زهري)، ج 5، ص 211

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385  |
 

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385  |
 به استقبال نیمه شعبان
به استقبال نیمه شعبان

                         سالروز میلاد یگانه منجی عالم 

 مسیحای آخرالزمان مهدی موعود برویم

و امسال عاشقانه تر و با خلوص و حضور قلب ظهورش را از خدا طلب کنیم

و نیز یادمان باشد که:

منتظران مصلح خود باید صالح باشند

امیدوارم همیشه و همه جا و در همه حال منتظر واقعی حضرتش باشیم.

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385  |
 یا حسین

|+| نوشته شده توسط منتظران ظهور در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385  |
 
 

  استفاده از مطالب اين وبلاگ با ذكر صلوات و لعن خلفای غاصب و نام و لينك وبلاگ بلامانع است

 

بالا